محمدتقى نورى
117
اشرف التواريخ ( فارسي )
اين فكر باطل از موافقت همرهان غافل شده ، با « 1 » اسبى كه به جهت چنين روزى مىپروريد و كمال خاطرجمعى داشت به سمت كوه سنگى روان شده كه از دامن كوه شبانه خود را به چناران و نقد على خان برساند . شهزاده بعد از ورود به سر دروازه ، محمّد نظر خان ما فى را با فوجى از سواره « 2 » به محافظت دروازهء ارگ كهنه مأمور فرموده « 3 » ، چون مظنّهء كلّى مىرفت « 4 » كه نادر ميرزا از آنجا مرحلهپيماى وادى فرار شود « 5 » ، بلكه به طالع سعد خجسته و مساعدت اقبال فرخنده شاهزادهء فيروز روز آن تيرهروز گرفتار شود . از اتّفاقات ، محمّد نظر خان با افواج ظفر همعنان به رهنمايى آتش فتيله به سروقت هزيمتيان « 6 » مىرسد كه اينها يك تيررس « 7 » از دروازه بيرون آمده بودند . او را مظنّهء اينكه اين « 8 » سوار از سواران اردو يا از گزمهء محمّد اسحاق خان باشد ، در « 9 » زبانگيرى درآمده ، چون روى هزيمتيان سياه و كار فراريان تباه است ، « 10 » از فحواى كلام معلوم و از سياق گفتگوى ايشان استدلال و استنباط نمود كه اينها از فراريان مىباشند . در مقام اخذ و قيد آنها درآمد و « 11 » چون آن شب مانند بخت سياه در و نان تاريك و رشتههاى « 12 » ( 44 ب ) باريك نيز در ميان « 13 » بود ، فراريان از تطاول سپاه منصور متفرّق و هريك به سمتى آواره شده ، چند نفر از ايشان « 14 » دستگير و چند نفر ديگر با على ميرزا برادر نادر ميرزا و اولاد او با اسب سرنگون در قنات « 15 » افتاده ، در همان شب اسير گرديدند و اكثرى از اسب افتاده و يراق را با اسب گذاشته ، در ميان قنوات متوارى و برخى پياده به كوه زده ، جان به تكپا برون بردند و آنچه از اموال نادر ميرزا در ارگ كهنه بود ، كسيب غازيان منصور گرديد . « 16 »
--> ( 1 ) . ملك : به . ( 2 ) . مج : از سوار مأمور . ( 3 ) . مج : كهنه نمود كه . ( 4 ) . مج : بود . ( 5 ) . مج : بشود . ( 6 ) . مج : هزيمتان . ( 7 ) . مج : « رس » ندارد . ( 8 ) . مج : بلكه اين . ( 9 ) . مج : در مقام . ( 10 ) . ملك : چون هزيمتيان را روى سياه و كار فراريان . ( 11 ) . مج : درآمده . ( 12 ) . مج : رشتههاى [ رشتهاى ] قنوات . ( 13 ) . مج : ميانه . ( 14 ) . مج : چند نفرشان . ( 15 ) . مج : با اسب در قنات سرنگون . ( 16 ) . مج : آنچه در ارگ كهنه از اموال نادر ميرزا كسيبشان شده بود ، نصيب غازيان منصوره گرديد .