محمدتقى نورى

108

اشرف التواريخ ( فارسي )

شمرده ، جليس مجلس همايون « 1 » ساخته ، نهايت اعزاز « 2 » و كمال محبت را نسبت به « 3 » او مبذول داشته ، اكثر امورات و مهمّات « 4 » متعلّقه شهر به تدابير صايبه و افكار ثاقبهء صدر جليل القدر پرداخته « 5 » بود و صدر همواره در خدمت شهزاده معزّز و مكرّم مىزيست و « 6 » اين اخبار « 7 » كه در شهر نشر مىكرد ، موجب قوّت و اميدوارى شهرى و ضعف ( 41 الف ) حال نادر ميرزا بوده ، بىاختيار مردم از كوچه و بازار بىپرده شعار دولت‌خواهى قاجار ظاهر و آشكار مىساختند ، تا آنكه « 8 » ايلات شهرى كه محل اعتبار و موجب استظهار نادر ميرزاى افشار بودند ، در جزو با امناى دولت درساخته « 9 » و آقا ميرزاى ازغدى را كه در شهر از او بهترى نبود و اعتبار تمام داشت با خود متّفق و ممهد كرده « 10 » بودند كه شهر را به تصرف اولياى دولت قاهره بدهند و چون حضرت مجتهد الزمانى از هجوم عام به تنگ آمده بود ، نماز جمعه و جماعت را موقوف ، در گوشهء انزوا و روضهء جناب ثامن ائمهء « 11 » هدى وقوف و به عبادت بارى قيام و در مخالطه را بر روى آشنا و بيگانه بسته و منفرد از معاشرت و مصاحبت نشسته ، اهالى شهر از خدّام و سپاهى در جزو آمده ، كيفيّت حال ضعفا و مساكين را به جناب معظم اليه اظهار ، و مىگفتند « 12 » لامحاله بايد امر محاصره به انتها رسيده « 13 » افاقه‌اى به جهت رعايا و ملهوفين حاصل آيد ، به اين طريق كه يا نادر ميرزا بيرون برود يا شهر را به اختيار سپاه نصرت پناه بدهد . جناب « 14 » مجتهد الزمانى آنها را مخيّر ساخته ، جميع خدام روضهء ملايك مقام با سپاهيان شهرى شيوهء موافقت را ملحوظ داشته ، ممهد شدند « 15 » كه در شب جمعه ، غرّهء شهر

--> ( 1 ) . مج : جليس خود . ( 2 ) . مج : نهايت برخورد . ( 3 ) . مج : درباره . ( 4 ) . مج : « و مهمات » ندارد . ( 5 ) . مج : موكول و پرداخته . ( 6 ) . مج : « و » ندارد . ( 7 ) . متن : اخبارات . ( 8 ) . مج : تا اينكه . ( 9 ) . مج : ساخته . ( 10 ) . مج : شده . ( 11 ) . مج : روضه رضويه امام هدا . ( 12 ) . مج : قيام و درب خروج و دخول را بسته ، مصاحبت عوام را بر خود حرام نموده يكان يكان در جزو آمده ، كيفيت محاصره و محصورين را حالى و اظهار كرده‌اند كه . ( 13 ) . ملك : رسيد . ( 14 ) . مج : رسيده يا نادر ميرزا بيرون برود يا شهر را بسپارند كه امثال ماها را ديگر طاقت و قدرت و قوت قلعه‌دارى نيست . حضرت . ( 15 ) . مج : شده‌اند .