محمدتقى نورى
97
اشرف التواريخ ( فارسي )
عمارات متعدده و اصطبلات و بيوتات ضروريّه و حمّام طرح ريخته ، برجى رفيع و وسيع در وسط آن بنا شد كه مشرف بر شهر بود كه تمامى محلّات و كوچه و بازار شهر از آنجا پديدار بود . بعد از آنكه سنگر مزبور برحسب خاطرخواه « 1 » سمت اتمام پذيرفت و سوار و پيادهء ركابى كه مجموع آن دو هزار نفر كه نصف آن سوار كارآمد نامى از دستهجات ما فى ( 82 ) و جليلوند و خدابندهلو « 2 » و افغان و قليچى و اوصانلو « 3 » و نصف آن پياده رزم آزمودهء عرب و عجم و بسطامى و كتول « 4 » و راميانى و فرنگ و فارسيانى و شاهكويى و « 5 » توابع استرآباد و ابواب جمع آن سنگر و سنگر به سردار مفوّض شد ، و پيش از « 6 » حركت كوكبهء منصور مقرّر شد « 7 » كه سردار با دستهجات مأموره از اردوى بزرگ كوچ و در سنگر مقام گزيده « 8 » ، به انضباط امر آنجا و اختلال كار قلعه پردازد . « 9 » نظر به اينكه عزم و الا حزم و وجههء همّت آسمان نهمت « 10 » آن شد كه تا ارض اقدس مسخّر نشود و صورت شاهد فتح در آيينه مراد رو ننمايد « 11 » ، چه زمستان و چه در بهار از آنجا حركت نكنند . لهذا نگاهدارى تمامت لشكر « 12 » به علّت كمى جو و كاه صعب بود . « 13 » ( 37 ب ) بنابرآن اكثر غازيان را مرخص به اوطان خود ساخته و خود نظر به استدعاى امرا بعد از انتظام مهام سنگر و ملزومات امور محاصره و به التزام محمّد خان قاجار در ركاب ظفرمآب نزول اجلال « 14 » به نيشابور ارزانى و در آنجا اكثر اوقات به سير و سوارى مشغول و همهروزه ارقام
--> ( 1 ) . برج بلند رفيع در وسط آن بنا شده كه سركوب بر شهر بود كه تمامى كوچه و محله و بازار شهر در نظر بيننده مىآمد . بعد از اينكه سنگر مزبور برحسب خاطر . ( 2 ) . مج : خدابندلو . ( همهجا ) ( 3 ) . مج : اوصاللو . ( 4 ) . مج : پياده كه از يكهچينان عرب و عجم بسطام و نامآوران كتول . ( 5 ) . مج : « و » ندارد . ( 6 ) . مج : بودند ابواب جمع سنگر و سنگر مفوض به سردار شده ، قبل از . ( 7 ) . مج : امر شده . ( 8 ) . مج : و داخل سنگر شده . ( 9 ) . مج : بپردازند . ( 10 ) . مج : بنابراينكه عزم و الا جزم و نيّت آسمان انتما مصمم بر . ( 11 ) . مج : روى ندهد . ( 12 ) . مج : تمام سپاه در زمستان . ( 13 ) . مج : به علت جو و كاه نهايت صعوبت داشت . ( 14 ) . مج : به اوطان و خود نيز بعد از انتظام امر سنگرها به استدعاى امراى عالىمقدار با محمّد خان قاجار نزول اجلال را .