محمدتقى نورى
87
اشرف التواريخ ( فارسي )
رباط بابا قدرت كه در دروازهء عيدگاه ( 67 ) و مصلى « 1 » واقع است به محمّد اسحاق خان سردار تربت حيدريه و اسماعيل خان هزاره و مير كريم داود خان « 2 » تيمورى « 3 » مفوض و دروازهء نوقان ( 68 ) به امير گونه خان ايلخانى و دروازه سراب ( 69 ) به امير اسماعيل خان قاينى « 4 » و دروازهء خيابان عليا ( 70 ) به خوانين و تفنگچيان ترشيزى و طبسى محول گرديده ، « 5 » اكثر روزها خود به دولت سوار شده تشريف به سنگرهاى خوانين عالىمقدار برده ، همگى را سرگرم خدمتگزارى و هنگامهجوى جاننثارى كرده ، مهمات هريك را مضبوط ، بعد از آن مراجعت مىفرمودند . از اتّفاقات ، روزى سيركنان از دور شهر گذشته نزول اجلال « 6 » به سنگر محمّد اسحاق خان فرموده و مانند آفتاب بر فراز بام كيوان مقام رباط عروج و اوضاع قلعه و بروج و جدار حصار را ملاحظه مىفرمودند ، در خلال اين حال « 7 » نادر ميرزا از بختبرگشتگى و تيرهروزى از مآل كار نينديشيده ( 34 الف ) ، در برجى كه محاذى رباط بابا قدرت و تيررس بود توپ بسته و الحاظ « 8 » نظر شقاوتگزين نهال قامت سرو مانند شهزادهء كامكار كه در جويبار لطف و عنايت حضرت آفريدگار و حديقهء صيانت و حمايت خالق ليل و نهار پرورش و نشوونما يافته بوده هدف توپ نموده ، هرچند توپچيان را تحريك و ترغيب به انداختن توپ نمود ، آنها « 9 » از سطوت قهرمان قهر جهانسوز و از بارقهء تيغ طالع عالمافروز « 10 » متزلزل شده ، قدرت به انداختن توپ نيافته « 11 » آن تبهروزگار از خباثت باطن خود مباشر توپ انداختن « 12 » شده ، از قرارى كه بعد از تسخير ارض مينو تأثير از جمعى ثقات استماع شد كه آن بىعاقبت سه بار « 13 » به افروختن فتيله و آتش زدن توپ اقدام « 14 » نموده ، آتش نگرفت . آن شقاوت مآل از شآمت
--> ( 1 ) . مج : مصلى و خيابان سفلى . ( 2 ) . مج : ميركريم داد خان . ( 3 ) . ملك : از « سردار » تا اينجا را ندارد . ( 4 ) . مج : قايينى . ( 5 ) . مج : قايينى . ( 6 ) . مج : اجلال را . ( 7 ) . مج : محمّد اسحق خان سردار فرموده و از رباط بابا قدرت كالشمس فى وسط السماء عروج فرموده تماشاى برج و باره و وضع قلعه نمودهاند كه درين اثنا . ( 8 ) . مج : با دوربين و . ( 9 ) . ملك : « آنها » ندارد . ( 10 ) . مج : جهانافروز . ( 11 ) . مج : برانداختن توپ نيافتند . ( 12 ) . مج : به انداختن توپ . ( 13 ) . مج : آن نامرد سه مرتبه . ( 14 ) . مج : قيام .