محمدتقى نورى
77
اشرف التواريخ ( فارسي )
سرانجام و در روز پنجشنبه بيستم شهر محرم الحرام من شهور « 1 » سنهء 1218 كوكبهء اجلال در ساعتى سعد از بلدهء سمنان به خارج شهر منزل و ظاهر آن محل را معسكر « 2 » و مضرب سرادقات گردون قباب و از اشعهء روشان قباب « 3 » زرّين طناب رشك بيت الشرف آفتاب گرديد . « 4 » به جهت رسيدن لشكر كه از درگاه نصرتاثر مأمور به ركاب ظفرپرور شده بودند « 5 » ، در آنجا چند روزى توقف اتفاق افتاده ، خاقان كشورستان به جهت زيادتى اساس تمام و دستگاه « 6 » مالا كلام از درگاه « 7 » سپهر احتشام ، پادشاه فلك مقام « 8 » از قبيل چند رأس اسب راهوار نامى خوب با زين و يراق مرصّع و يك صد و پنجاه نفر شتر كوه توان و صد رأس قاطر با زنبوركخانه و نقارهخانه و خيام بزرگ سلطانى و صد دست خلاع فاخره و طبل و علم مرتّب و دستگاهى نمايانتر از آنچه شايد و بايد به جهت شاهزاده چيده شد ، از جمله ، « 9 » محمّد خان قاجار دوّلو كه به شرف قرابت « 10 » ايليت پادشاهى مفتخر و مباهى و از حيثيت علوّ جاه و فزونى دستگاه از امثال و اقران برترى « 11 » داشت و به عقل و تدبير و دانش « 12 » و طريقهء سپاهيگرى و سپهدارى « 13 » و بينش و در آداب رزم و « 14 » حزم و عزم و سخاوت و همّت و ارادت « 15 » بىنظير بود و سابقا به سردارى آذربايجان سرافرازى داشت به سردارى لشكر مأمور « 16 » و عبّاس خان بيات را به مرتبهء جليل القدر قوللر آقاسىگرى و احمد بيك زنگنه را به
--> ( 1 ) . مج : « من شهور » ندارد . ( 2 ) . مج : كوكبه اجلال از بلده سمنان به جهت ساعت حركت به بيرون و ظاهر آن مكان مسرّت فرجام را معسكر همايون ساخته ساحت آن سرزمين . ( 3 ) . مج : اشعهء قباب سرادقات . ( 4 ) . مج : گرديده و . ( 5 ) . مج : شده بود . ( 6 ) . مج : كشورستان ظل اللهى به جهت زيادتى دستگاه اساس تمام و اسباب . ( 7 ) . مج : دربار . ( 8 ) . مج : « پادشاه فلك مقام » ندارد . ( 9 ) . مج : صد دست خلعت زربفت به علاوه شال سر و كمر كشميرى و بالاپوش با دله زرى و طبل و علم مرتب و دستگاهى از نو به جهت انضباط خدمت شاهزاده والاجاه چيده از آن جمله لشكرى كه از دستهجات سوارهء ايلات و پيادهء ولايتى مأمور شده بودند . ( 10 ) . مج : صد دست خلعت زربفت به علاوه شال سر و كمر كشميرى و بالاپوش با دله زرى و طبل و علم مرتب و دستگاهى از نو به جهت انضباط خدمت شاهزاده والاجاه چيده از آن جمله لشكرى كه از دستهجات سوارهء ايلات و پيادهء ولايتى مأمور شده بودند . ( 11 ) . مج : فزونى و برترى . ( 12 ) . مج : و وفور تمكين . ( 13 ) . مج : سپهگردانى . ( 14 ) . مج : رزم و بزم و . ( 15 ) . مج : همت و سخاوت و اخلاص . ( 16 ) . ملك : به سردارى آذربايجان لشكر مأمور .