محمدتقى نورى
69
اشرف التواريخ ( فارسي )
و نهايت رزانت و استحكام بود ، « 1 » محصور و تا مدّت شش سال با عساكر منصوره « 2 » در ستيز و آويز بوده . سواى امير گونه خان كرد زعفرانلو ( 52 ) كه از حيثيت نسب و حسب « 3 » از جميع خوانين خراسان منفرد و ممتاز و از عهد سلاطين سلف و از جانب خاقان شهيد سعيد « 4 » به منصب جليل القدر ايلخانى و امير الامرايى سرافراز و از تاريخى كه خاقان جنّتمكانى خراسان را تسخير نموده بودند ، امير گونه خان و ابراهيم خان كرد شادلو ( 53 ) كه از اعاظم خوانين اكراد است ، همواره رهسپر طريق اخلاص و با منسوبان دولت عليّه شيوهء اختصاص را منظور داشته ، اصلا به پيرامون راه « 5 » خلاف و نفاق نگرديده ، همواره مورد عنايت بىاندازه و « 6 » قامت قابليت ايشان به تشريفات مكارم سلطانى مطرّز و در مملكت خراسان و ساير ممالك محروسه معزّز مىزيستند « 7 » و صبيهء مرضيه « 8 » امير گونه خان نيز حسب الامر خاقان كشورستان در سلك سراپردگيان « 9 » عصمت قرهء باصرهء خلافت و غرّهء ناصيه جلالت حسين على ميرزا « 10 » ( 54 ) كه چندسال است از عنايت سلطانى به دارايى مملكت فارس سرافراز و در آن ولايت فسيح و عريض به كاميابى و كامرانى قرين اعزاز است ، درآمده . « 11 » از اينكه خاقان كشورگير ترفيه عباد اللّه را بر ذمّت همّت اعلى لازم و آبادى بلاد اسلام را بر حواشى خاطر دريا مقاطر مرتسم فرموده بودند و « 12 » نخواستند كه از « 13 » افواج قاهره و لشكر قيامت اثر اذيت و آسيبى به مال و رجال مسلمانان ( 27 ب ) رسيده و اهل اسلام « 14 » لگدكوب سم ستور غازيان منصور و اموال و نفوس اهالى خراسان كه خانهزاد اين دولت عدالت دستور بودند به نهب و غارت برود كه در روز محشر و موقف حساب در نزد ملك « 15 » داور
--> ( 1 ) . مج : در كمال متانت و رزانت استحكام داده بودند . ( 2 ) . مج : منصور . ( 3 ) . مج : حسب و نسب . ( 4 ) . مج : سعيد شهيد . ( 5 ) . مج : « راه » ندارد . ( 6 ) . مج : « مورد عنايت بىاندازه و » را ندارد . ( 7 ) . مج : پيوسته معزز مىزيستهاند . ( 8 ) . مج : رضيه . ( 9 ) . مج : سراپرده تتق ؛ ملك : پردهگيان . ( 10 ) . مج : سراپرده تتق ؛ ملك : پردهگيان . ( 11 ) . مج : « درآمده » ندارد . ( 12 ) . مج : « و » ندارد . ( 13 ) . مج : كه از جانب . ( 14 ) . مج : شيعيان و اهل اسلام . ( 15 ) . مج : در روز محشر به قوايم سرير ملك .