ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

72

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

گرداگرد شهر مىبايست بر روى اين گورها ساخته شود و مىخواستند گچ و سنگ اين مقبره‌ها را در ساختمان باروى جديد به كار برند . اين خبرهاى تأسف‌انگيز مدير شركت هلند را ( پس از آنكه برايش مسلم شد ) بر آن داشت كه ملا قنبر منشى ايرانى شركت هلند را نزد سيد احمدخان بفرستد - چون ديلماج شركت بيمار بود - تا از او بخواهد التفاتا استخوانهاى مردگان ما را پراگنده نسازد و اگر مىخواهد گورها را زير و زبر كند ، در كنار گورهاى هلنديان شمارى گور از مردگان ايرانى هست كه در آنها نيز مىتوان گچ و سنگ و جز آن يافت . سيد احمدخان وانمود كرد كه در خوابست هر چند ملاقنبر صداى او را كه بلند بلند سخن مىگفت شنيد خان مىخواست ملا قنبر نتواند با او سخن بگويد . اينست كه اين فرستاده بىآنكه بتواند كارى انجام دهد پسين هنگام بازگشت . در اين اثنا كار نفرت انگيز ويران كردن مقبره‌ها ادامه مىيافت . جناب مدير كه دانست اين به تأخير انداختن ديدار ملاقنبر با خان عمدى است و براى ويران كردن اين دو مقبره شتاب دارند بهتر آن ديد چنانچه بگذارند خود برود و ميزان خساراتى را كه به اين مقبره‌ها وارد آورده‌اند از نزديك ببيند . بازرگان و حسابدار شركت هلند پاولوس هامل « 42 » و بازرگان و رئيس انبارها هنريك مولنغراف « 43 » با توجه و دقت مشابهى به مدير ملحق شدند . اين دو موضوع را فورى تلقى كرده گفتند : بايد هر چه زودتر رفت و از رئيس پرسيدند : آيا در اين كار هم بايد ترسو باشيم ؟ جناب رئيس پاسخ داد به نظر من اين يك محظور است ( 3488 ) من براى اين محظور دليلى و عليه اين كارهاى بىسابقه پيشنهادى ندارم من فكر مىكنم كه اين مصيبت ، مصيبت‌هاى مهمترى را به دنبال خواهد داشت ايندو مرد محترم پاسخ دادند : ما بايد جلو اين كار را با قدرت و شدت تمام بگيريم . نظر جناب رئيس اين بود كه ما بايد بيدرنگ كسى را آنجا بفرستيم كه به آنها بگويد اگر از اين كار شرم‌آور در زمان دست برنداريد ما مىتوانيم بيشتر آنهائى را كه در خراب كردن مقبره‌ها دست

--> ( 42 ) - Paulus Hamel ( 43 ) - Henric Molengraaf