ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

69

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

جمعه 28 ، نايب كنونى سيد احمدخان كه مخلص بيگ ، نام دارد نيز از سوى خان نزد مدير شركت هلند آمد تا خواسته‌هائى را كه قبلا مطرح كرده بودند دوباره تجديد كند كه باز از انجام خواسته‌هايش در نهايت ادب پوزش خواهى شد . مخلص بيگ موضوع ديگرى را مطرح نمود : « مخدوم من فقط بيست و پنج سپاهى بسيار مجهز و مسلح اروپائى مىخواهد كه در چند كرجى ايرانى بنشينند و از رفت و آمد ناوگان دشمنان بين ساحل و جزاير نزديك جلوگيرى كرده حداكثر آسيب را به دشمن وارد آورند . » مدير ما باز از نداشتن اختيار كه در پيش ياد شد سخن گفت و افزود كه برخى از آدم‌هاى ما بيمارند و به مخلص بيگ يادآورى كرد : « من سخت اميدوارم كه خان پيروز شود . دلاورى و بىباكىاش براى من جاى هيچ شكى باقى نگذاشته است كه وى پيروز مىشود . خان دوست ما بوده ( پشت برگ 3485 ) همچنانكه ما دوست او بوده‌ايم و چنان دوستئى را از افغانان نمىتوان چشم داشت . اينست كه هم او و هم ما بايد از خود نگهبانى كرده آمادهء دفاع و چشم به راه دشمن باشيم . و جز آن » مخلص بيگ در پاسخ اين سخنان گفت : « از سوى مخدوم خود مىخواهم بدانم كه آيا شما به ما اين كمك را خواهيد كرد يا نه و مىخواهم صريحا به اين پرسش پاسخ دهيد . مدير گفت : براى ما انجام دادن اين كمك ممكن نيست ما نمىتوانيم بدون اين افراد باشيم و جز آن . اما به شما پيشنهاد مىكنم كه براى دريافت كمك نزد انگليسيان رويد ، سرانجام مخلص بيگ در پاسخ مدير گفت : « انگليسيان هر چه خواسته‌ايم به ما كمك كرده‌اند اما هر درخواستى كه از هلنديان داشته‌ايم با امتناع روبرو شده است . » مدير باز از اينكه نمىتواند به خان كمكى بكند اظهار تأسف نمود و آنگاه اين مرد نادان بر اسب خود نشسته ناخشنود به اردوى سيد احمدخان بازگشت . شنبه 29 ، هنوز يك دشوارى حل نشده دشوارى ديگرى پديد مىآيد . اينك سيد احمدخان براى اسبانش تقاضاى عليق و علوفه دارد . كاركنان شركت انگليس ديگر چيزى براى كمك به خان - آنچنانكه در پيش از جيب خود كمك مىكردند -