ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
62
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
مكه بودند . چون دانستند كه خان در اينجاست خواستند كه با گريز خود را از چنگالهاى چپاولگر او برهانند ( پشت برگ 3479 ) اما كشتى آنها خيلى زود كشف و تحت تعقيب قرار گرفت انگليسىها در دنبال كردن اين كشتى و دستگيرى و تحويل سرنشينانش به خان اندكى يارى دادند . براى اين كار يك كرجى بومى را با يك گروهبان ، يك سر - جوخه و ده سپاهى كه با سه صندوق باروت و تعداد مناسبى تفنگ به خوبى مسلح شده بودند ، تجهيز نمودند . اينان زير فرمان يك يوزباشى هرمزى به نام كلبعلى بيگ قرار گرفتند . چهارشنبه 19 ، سيد احمدخان جابهجا شدن همهء كشتىهاى محلى را كه در اين سواحل رفت و آمد دارند بدون استثناء قدغن كرد از جمله حركت ناوگان ما و انگليسيان را بى آنكه از او يا مأمورانش اجازهء عبور داشته باشيم ممنوع ساخت . مدير شركت هلند از مترجم شركت خواست كه بىدرنگ شكايتى از سوى كشتىهائى كه پرچم هلند دارند به خان بدهد تا زيانمندى و شومى اين فرمان بردگيهاى پردرد - سر تازهاى نيافريند . اين شكايت چنان مؤثر گرديد كه همهء كشتىها از اجراى آن فرمان معاف گشتند . اما پس از بيرون آمدن مترجم از بارگاه خان ، خان باز او را احضار كرد و گفت : « من مىخواهم يك بار از كشتى هلند ديدار كنم اين درخواست بايد از قول من با ناخداى كشتى مطرح شود تو / مترجم / به مدير شركت هلند بگو كه او ناچار بر طبق اين خواست عمل كند . نيز بايد توضيح دهم كه اين ديدار اصلا ( 3488 ) براى اينست كه سوء ظنهائى كه بسيارى از مردم نادان دربارهء من و مقاصدم نسبت به شركت هلند برانگيختهاند بر طرف شود . » خان از مترجم خواست كه هر چه زودتر پاسخ اين درخواست نامنتظر او داده شود اينست كه مدير شركت هلند از تاجر اصغر و كارل كوناد « 32 » منشى خواست كه اعضاى شوراى شركت هلند بپرسند كه آيا راه مناسبى براى جلوگيرى از ارضاى پرهزينهء كنجكاوى خان بى آنكه مايهء رنجش و . . . او شود به نظرشان مىرسد . آنان پاسخ دادند كه مدير شركت مشكل مىتواند با درخواست
--> ( 32 ) - Carel Koanad