ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
55
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
درخواستها وجود ندارد در حيرت و سرگردانى كوشيد با بهانههاى گونهگون خود را معذور دارد و آنگاه بازداشت شد چون اين خبر به گوش رئيس شركت هلند رسيد در زمان شكايتى به اين آقايان تسليم كرد و خواست كه دلال شركت هلند را آزاد كنند و گرنه جريان اين زورگوئى بى سابقه را به گوش خان رسانده دادخواهى خواهد كرد و جز آن . در نتيجهء اين كار اتومشانت آزاد شد و به جايگاه نمايندگى نزد ما آمد و اجازه يافت كه با برادرش در همين جا بماند تا از چنان رويدادهاى تبهكارانهاى در امان ماند ، با اين شرط كه خود نيازمنديها و آذوقهء خودشان را فراهم كنند ( پشت برگ 3474 ) چهارشنبه 5 ، سيد احمدخان آگهى يافت كه انگليسيان مبلغى پول از شيخ راشد در باسعيدو ، به زور يا به لطائف الحيل اخاذى كردهاند . وى بر آن شد كه اين پول را باز پس گيرد و از آنها خواست كه آن را مسترد دارند . و تهديد كرد كه اگر باز پس ندهيد به زور آن را خواهم گرفت . افزون بر اين خان مزبور كارش تنها اين بود كه همه روزه مردم را بازداشت كرده از آنها اخاذى كند . پنجشنبه 6 ، امروز پيش از ظهر خان با سواران و پيادگان و انبوهى از همراهان با شكوه تمام از سراسر شهر بازديد كرد . همانند زمان ورودش به شهر در روز 28 ماه گذشته چون از برابر جايگاه شركت هلند مىگذشت 21 تير توپ شليك شد . جمعه 7 ، مخلص بيگ نايب كنونى خان با يك قوللر مهم ديگر خان به نام لاچين - بيگ و چند تن از نزديكان دون پايهتر او از سوى خان به بازديد مدير شركت هلند آمدند . اينان اگر مشروبات الكلى را بر آنچه معمولا در مهمانىهاى ايرانيان آورده مىشود ترجيح نمىدادند و تقاضاى مشروبات الكلى نمىكردند يقينا ما براى آنها نمىآورديم . اما چون تقاضا مىكردند مدير ما براى آنها كنياك آورد . اينان با رغبتى بس افزونتر از يك فنجان قهوه يا گلاب كه در مذاق آنها خيلى بيمزه بود كنياك را نوشيدند . پس از صرف مشروب ، اين نادانان به اندازهء يك خوك هم ادب از خودشان نشان ندادند