ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
41
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
چون اين دو كالا در لار نبود . او مىخواست با آهن تفنگ فتيلهاى بسازد . در 29 سپتامبر اتلام نيز از سوى كاركنان كمپانى هلند در پاسخ به ميرزا زاهد على چنين پاسخ نوشت : « شما خوب مىدانيد كه من اجازهء فروش يا نسيه دادن سرب و باروت را ندارم . » بنابراين ميرزا زاهد على نتوانست او را به دادن سرب و باروت مجبور كند . اما اتو مشانت با پولى كه از شاهبندر گرفت مقدارى شكر و آهن براى او خريد . دليل يكه خوردن احمدخان شاملو كه در گزارش زاهد على خان ياد شده اين بود كه مير مهر على به سيد احمدخان پيوسته بود اين اخير نيز خود را بيگلربيگى مىخواند و ولى محمدخان او را غاصب و خصم دولت خوانده و يكى از غلامانش را براى جاسوسى نزد او فرستاده بود . مردم دو بخش شده بخشى هواخواه ولى - محمدخان و بخش ديگر خواهان سيد احمدخان بودند هر چند به ظاهر قدرت سيد احمدخان بسيار بيشتر مىنمود . به جز نقض عهد و برگشت مير مهر على و پيوستنش به سيد احمدخان جانشين ( نايب الحكومه ) هاى متعدد يا فرستادگان ولى - محمدخان را مردم بيرون رانده بودند چون هيچكس حاضر نبود آنها را بپذيرد . در پايان ژوئيه به كرمان خبر رسيد كه مردم يزد افغانان را ناگزير به ترك محاصرهء شهر كردهاند و آنان از پيرامون يزد پراكنده شدهاند . چون فصل خريد پشم در آغاز نوامبر به پايان رسيده بود آوانس به مدير شركت هلند در گمبرون نوشت : « اجازه دهيد كرمان را ترك كرده و به گمبرون بيايم . تا فصل خريد پشم در سال آينده هفت تا 8 ماه مانده است . در اين حال به سبب خبرهائى كه به ويژه دربارهء تغيير حكام و به طور كلى دربارهء افغان و بلوچ بر سر زبانهاست ، بازرگانى پشم آيندهء خوبى ندارد . البته من عند اللزوم دوباره به كرمان باز خواهم گشت . » پيتر اتلام در پاسخ اين درخواست آوانس در دهم نوامبر 1725 نوشت : « شما مىتوانى به گمبرون بيايى اما چون فصل خريد پشم آغاز شود ناچار بايد به كرمان بازگردى و بهانهء وجود افغانان و بلوچها و جز آن پذيرفته نيست . بايد در فصل خريد