ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

210

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

است . بنابراين جزيرهء هرمز ديگر درآمدى جز از راه ماهيگيرى اندك و گرفتن عوارض از كشتىهاى بيگانه كه براى بردن نمك يا خاك سرخ مىآيند ندارد ، از هر كشتى 2 محمودى يا 17 دايم « 9 » باژ گرفته مىشود . شركت محترم هلند از اين بابت چيزى نمىپردازد . افزون بر اين اگر از مسقط ، جلفار « 10 » ، سند و جز آن كالائى به اينجا آورده شود كه بسيار به ندرت اتفاق مىافتد باژى معادل صد در صد يا به اندازهء بهاى كالا بايد بپردازند . من فكر مىكنم براى اينكه اين گزارش را غير مترقبه و ناگهانى خاتمه نداده باشم لازم است از نظام حكومت هرمز و استحكام قلعهء آن شرحى بنويسم . نوزده يوزباشى يا كسى كه سركردهء صد سپاهى است و 301 توپچى نگهبان قلعه و جزيره شمارهء ثابتى بود كه امام قلىخان پس از تسخير هرمز در اينجا گذاشت اينان مىبايست در جزيره بمانند و اين وظايف را به گونه‌اى موروثى انجام دهند . اينان از ميان روستا نشينان طايفه‌هاى لربارانخورى « 11 » و كهگيلويه كه در طى محاصره خودشان را به عنوان دلاورترين سپاهيان نشان داده بودند استخدام شدند . از ميان اينان سه تن از سركردگان سالانه 25 تومان يا 10 : 1062 فلورين هلند ، سه تن ديگر سالانه 20 تومان يا 850 فلورين هلند و بقيه ( ده سركرده ) تا 12 تومن سالانه مواجب مىگرفتند . يك توپچى براى همين مدت ( يكسال ) هفت تومان و بقيه هر يك سالانه سه تا 6 تومن مواجب مىگرفتند قرار بود دو هزار تومن از ساير جاها گردآورى شود يعنى : از درآمد گمركات گمبرون هشتصد تومن نقد ، از قشم دويست تومن جزيه ، و حال آنكه هزار تومن بقيه را از بقيهء ناحيه كه پيوسته به قلمرو هرمز وابسته بوده و در بالا از آنها ياد شده گرد مىكردند . رئيسان اين نواحى همگى ناگزير بودند كه هر گاه هرمزيان مىخواستند اين مبلغ پول را به تسعير زير بپردازند : يك من شش پوندى خرما در برابر هر پوند محمودى يا 2 : 2 فلورين هلند

--> ( 9 ) - dime سكهء پنج سنتى . ( 10 ) - Jul Phaar نام فارسى رأس الخيمه است . ( 11 ) - Bhorronyhorie