ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
177
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
بيمارى از انجام اين كار تن زد . اتلام مىپنداشت كه همهء اين گفتگوهاى خوش براى آنست كه او را براى بازگشت هلنديان از هرمز گروگان بگيرند . بخصوص كه شايع بود زبردستخان چهارصد گرجى براى اسير كردن اتلام به بندرعباس فرستاده است . در 11 نوامبر 1728 ايشك آغاسى زبردستخان درخواست خودش را با پافشارى بسيار تكرار كرد اما اتلام باز مدعى شد كه رنجور است و هنوز بايد شاهبندر به بازديد او بيايد . در 12 نوامبر 1728 ايشك آغاسى پيشنهاد كرد كه اتلام از شاهبندر در كلبهء خودش بيرون جايگاه نمايندگى هلند پذيرائى كند . اما اتلام پاسخ داد كه من هميشه از ديدار كنندگان خود در درون ساختمان نمايندگى شركت پذيرائى مىكنم . زيرا كه كلبه يك خانهء خصوصى است نه رسمى . اما آنان از آمدن به نمايندگى خوددارى كردند . در اواخر همين روز شايع شد كه زبردستخان دستور داده كه بايد بين شاهبندر و مدير شركت هلند روابط دوستانه برقرار شود و ديدارى بين اين دو دست دهد . كسى به هلنديان خبر آورد كه مير آخور در نهان دستور دارد كه در آن ديدار اتلام را به دام افكنده به تهديد تفنگهاى چخماقى آمادهء شليك به زور او را وادار كند كه جزيرهء هرمز را به افغانان تحويل دهد . 41 اوضاع هلنديان در هرمز تغيير چندانى نيافته بود از كلب على بيگ خواسته شده بود كه به يارى هلنديان بازگردد و او براى اين كار نزد اتلام آمده گفت سعى مىكنم به دو منشى هلندى اجازهء ورود به قلعه داده شود . كلب علىبيگ در 11 نوامبر به هرمز رفت و در آنجا قول خود را به طاق نسيان نهاد . يعقوب اسخارور قول او را نوعى گزافهگوئى و لافزنى شمرد چون كلبعلى بيگ در جزيرهء هرمز هيچ گونه نفوذى نداشت . 42 تا 19 نوامبر 1728 هنوز چهار تن از يوزباشيان و قاضى هرمز با آمدن هلنديان به قلعهء جزيره مخالفت مىنمودند . اتلام كوشيد با اين چهار تن سخن بگويد چون يعقوب اسخارور گزارش داده بود كه بايد براى راضى ساختنشان با زبان خوش با آنان سخن گفت . اينان با اينكه قول دادند كه به بندرعباس بيايند پيوسته با بهانه - تراشى از اين سفر خوددارى كردند . 43