ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
164
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
در ميناب حفظ كنم . من نمىخواهم مالياتها را گرد كرده يا مالياتهاى جديدى وضع كنم . مواجب شما را يا جنسى يا نقدا مىدهم و شما تحت الحمايهء هلند خواهيد بود . سران هرمز با پيشنهاد اتلام از آنجهت كه پيشنهاد انگليسيان مناسبتر بود مخالفت نمودند . منشى ايرانى هلند كه تاكنون گفتگوها را انجام داده بود پيشنهاد كرد كه اگر اتلام مىخواهد از رفتن انگليسيان به هرمز - جائى كه خود دچار شكست شده بود - جلوگيرى كند بايد يكى از هلنديان به هرمز برود . افزون بر اين انگليسيان شايع ساخته بودند كه هلنديان مىخواهند هرمز را به افغانان بدهند و وجود يك تن هلندى در هرمز ممكن است وضع موجود را به هم زند . اتلام منشى ايرانىاش را به هرمز فرستاد با اين پيام كه : « نايب من در 16 اكتبر به هرمز مىآيد اما او در مسألهء تملك جزيره و قلعه پافشارى خواهد نمود . » اتلام براى اينكه روشن سازد كه گماشتگانش از سوى او سخن مىگويند مهر شركت هلند را به هنريك مولنغراف « 2 » و جرج گوچى « 3 » داد تا نشان دهد كه اينان مجازند با سران هرمز يك قرارداد موقت به امضاء رسانند . در 17 اكتبر هلنديان دريافتند كه جز انگليسيان شخص ثالثى هم مىكوشد كه هرمز را تصرف كند يعنى شيخ رحمه رئيس جلفار 8 « 4 » . هر دو دسته سخت عليه يكديگر دست به كار شده بودند . شيخ رحمه خود را موفق مىدانست و به همكيشى خود با اهل جزيره دلخوش بود . و گروه ديگر به سبب هداياى بزرگى كه مىداد خود را موفق مىشمرد . اندكى پس از آمدن هلنديان انگليسيان پيشنهاد هديهء بيشترى دادند چنان كه اهالى هرمز گيج شده 9 نمىدانستند كدامشان را انتخاب كنند . فرستادگان شركت هلند از قاضى هرمز و 16 تن از يوزباشيان جزيره در چادر خود پذيرائى كردند . اينان پيش - نويس قراردادى را به فرستادگان هلند دادند . هلنديان ناچار بودند كه اين قرارداد را امضاء كنند ، زيرا آورندگان آن مىگفتند اگر شما امضاء نكنيد آن را نزد انگليسيان
--> ( 2 ) - Henric Molengraaff ( 3 ) - George Gutchy ( 4 ) - شيخ رحمه جلفارى رهبر عربان قواسم و يكى از مهمترين بازرگانان خليج فارس بود .