ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
140
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
مىكردند . بردهوار خدمت مىكردند و هر چه در يد قدرت داشتهاند به من دادهاند . و به شيوهء بسيار رضايت بخشى مرا يارى كردهاند ( نگران در ما ) سپس افزود : هلنديان تاكنون چه كردهاند ؟ آنگاه ديلماج انگليسيان به دستور آنان پاسخهائى داد كه ما خوب درنيافتيم تنها اين بخش از سخنش را دريافتيم كه مىگفت : جناب خان خواهش مى - كنيم از اين موضوع درگذريد آن فقط نعرهء مستانهاى بوده است . ( 76 - 3532 ) . پايان يادداشت پس از آن هلنديان با انگليسيان بازگشتند . فرداى آن روز مدير شركت انگليس به اتلام گفت : « اگر به گونهاى خان را راضى نكنيد او در خواستن هامل پافشارى خواهد نمود » . اتلام پاسخ داد . من مىتوانم هامل را بياورم و اگر زبردستخان چه بخواهد و چه نخواهد بر سر اين ماجرا جنگى پديد آورد به عهدهء خود اوست . با اينكه افغانان يك چاپار هلندى را كتك زده بودند در 28 فوريه كه اتلام به - ديدن زبردستخان رفت پس از برخوردى سرد ، از وى با خوشروئى بسيار پذيرائى شد . فرداى آن روز زبردستخان گستاخانه از هلندىها خواست كه پارچههاى درخواستى - اش را تحويل دهند . هلنديان براى اينكه رابطهء بهترى پديد آورند سرانجام در 4 مارس هدايائى به ارزش 7148 محمودى براى زبردستخان ، و نيز هديهاى براى آن افغان زخمى فرستادند . صفى قلىبيگ به دائى خود گفت : از دلالان انگليسى بخواهيد كه اين هدايا را ارزشيابى كنند چون به نظر من ناچيز مىنمايد . چون صفى قلىبيگ مىخواست پول اين هديهها را به دلالان شركت هلند بدهد اتلام گفت : اگر زبردستخان اينها را دوست ندارد مىتواند عين آنها را پس دهد . در 5 مارس كه باز صفى قلىبيگ كوشيد دلالان شركت هلند را به پذيرش آن پول مجبور كند اتلام همان گفتهء پيشين خود را تكرار كرد . پسينگاه همان روز زاهد علىخان به اتلام اخطارى فرستاد كه : اگر هر يك از اروپائيان از خانهء شركت بيرون بيايد افغانان به دستاويزى ، مرافعهاى پديد خواهند