ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
133
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
داده كه ضمن يارى كردن هلنديان رفتار دوستانه با ايشان داشته باشند . صفى قلىبيگ براى حفظ ظاهر آن پسرك را با يك اخطار مجازات كرد . در عين حال ديلماج هلند را در حضور دلالان شركت كه براى شهادت دادن آمده بودند تهديد نمود كه شكمش را پاره مىكند يا سرش را مىبرد . همچنين به هلندىها طعنه زد كه هلندىهاى اصفهان پول زيادى دادهاند . اما هلنديان اينجا خيلى كم پرداختهاند و من با طيب خاطر اين پول را پس مىدهم . مدتهاست كه هلنديان چنان رفتار مىكنند كه گوئى حاكمان شهرند . چرا در دورهء انقلاب قلعه و استحكامات شهر را تسخير كردند ؟ ديلماج شركت پاسخ داد : « هلنديان تنها خواستهاند كه مطابق امتيازاتشان با آنها رفتار شود . » صفى قلىبيگ سرانجام فقط وعده داد كه توجه خواهد نمود كه از چنان كارهاى خود - سرانه جلوگيرى شود . با وجود اين فرداى آن روز يا 23 ژانويه باقى پول در همان كلبه به زور از منشى باشى گرفته شد . اتلام براى اينكه منشى باشى را از تجاوز بيشتر مصون دارد دو تومان باقيمانده را از جيب خودش پرداخت . در 27 ژانويه افغانان از كاركنان شركت هلند ده درصد ديگر از خراج پيشين را خواستار شدند . صفى قلىبيگ به ديلماج شركت گفت : من كارى ندارم كه بندر - عباس پيشرفت كرده يا نه ، يا هلنديان از اينجا مىروند يا نه . شاه مىتواند بىوجود هلنديان سلطنت كند . اما بى آنكه سهم خود را بگيرد و خزانهء خود را پر كند نمىتواند شاه باشد . فرداى آن روز افغانان قنبر على را براى گرفتن ده درصد اضافى كتك زدند اتلام براى اينكه از اين مخمصه هم نجات يابد اين بار نيز 355 محمودى از جيب خودش پرداخت كرد . در 29 ژانويه صفى قلىبيگ دلالان شركت هلند را تهديد كرد كه : « اگر اتلام را وادار نكنيد كه به ما سرب و باروت دهد شما را به چوب و فلك خواهم بست . » با ورود كشتىهاى دوسماريتان « 7 » و دوكرنيليا « 8 » در 2 و 30 ژانويه افغانان درخواست -
--> ( 7 ) - de Samaritaan ( 8 ) - de Cornelia