ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

130

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

افغانان گذشته از اينكه هر روز چند بار كاركنان شركت‌هاى خارجى را با درخواست انواع هدايا آزار مىدادند با اهالى شهر نيز به شيوه‌اى وحشيانه رفتار كرده ، آنها را مورد آزار قرار مىدادند . از آنها پول مىگرفتند و به چشم برده و غلام به آنها مىنگريستند . مردم را با كتك وادار به حمل و نقل چيزهاى دزديده شده و آوردن چوب و هيزم و آنچه به ايشان مربوط نبود ، وادار مىساختند ؛ هر كه را در حوزهء بندرعباس ، ميناب ، شميل و رودان مىزيست به بردگى گرفته با احشام و مواشى دزديده شده از روستائيان در بندرعباس مىفروختند . اگر افغان‌ها به آتش نياز داشتند كلبه‌هاى مردم را آتش مى زدند . نسبت به شركت هلند نيز بى حرمتى نشان دادند چون با كاركنان بومى آن نيز مانند ديگر ساكنان شهر رفتار مىكردند . در هنگام جستجوى غنايم زاهد علىخان دستيار افغانان بود . او همانند موشى كه در كليسا باشد بينوا بود ، و با نشان دادن راهها و وسايل اخاذى پول بيشتر به زبردست‌خان ، كوشيد كه خود را طرف توجه او كند . نقشهء دريافت يك خراج كامل از مردم شهر و تقسيم شهر در ميان گروههاى گونه‌گون را وى طرح كرد . قرار بود 2500 تومان پرداخته شود . حتى شيخ راشد باسعيدى كه در 2 / 1 / 28 پس از اطمينان يافتن از خوشرفتارى افغانان به بندرعباس آمده بود از پرداخت پول معاف نشد . و در 4 ژانويه او مزهء گرسنه چشمى و پول پرستى افغانان را چشيد . اينان از او فقط پنجاه هزار تومان پول خواستند كه توانست آن را به نصف كاهش دهد . شيخ راشد براى اينكه اين سگان گرسنه را از گزيدن باز دارد دو هزار تومان به آنها داد و قول داد كه از وضع ادارهء گمركات خود گزارشى عرضه كند . زبردست‌خان نسبت به اين پيشنهاد واكنشى نشان نداد اما در 6 ژانويه يك ترانكى « 6 » به باسعيدو فرستاد تا همهء مردمان دارا را بياورد . زبردست‌خان همچنين با درخواست مصرانهء يك كشتى ، هلنديان را به ستوه آورد . او مىخواست يك كشتى به هرمز بفرستد تا چندين كشتى گونه‌گون را با تجهيزات

--> ( 6 ) - Tranki ترانكى ، يك نوع كشتى پاروئى كه در آن زمان در خليج فارس بسيار متداول بود .