ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

128

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

آنها بود بيرون رانده شدند . دربارهء بازرگانى بايد بگويم كه پيش از اين اتلام نامه‌هائى به شاه نوشته است . اگر قول مىدهيد كه اين خواست‌هاى ما را انجام دهيد مىتوانيد شمارى از بازرگانان را با خود به بندرعباس ببريد و آنها خواهند توانست كالاهاى هلندى را در آنجا خريدارى كنند . زبردست‌خان پاسخ داد : انشاء اللّه ! و افزود « من در 13 نوامبر 1727 دربارهء اين نكات با شاه گفتگو خواهم كرد » . اما نخستين بار اين موضوع را با محمد امين بيگ قوللر آغاسى در ميان گذاشت و او به زبردست خان اندرز داد كه اين نكات را با شاه در ميان نگذارد و افزود : اگر هلنديان ده خانهء كوچك هم خارج از شهرك نمايندگى مىخواستند مىتوانستند داشته باشند . در 28 دسامبر 1727 اعتماد الدولهء « 5 » جديد محمد امين بيگ قوللر آغاسى پيشين از هلنديان خواست كه در حين اقامت زبردست‌خان در بندرعباس او را يارى دهند . در اين هنگام زبردست‌خان در بندرعباس نبود اعتماد الدوله همچنين از هلنديان قدردانى كرده قول داد كه شاه فرمانى داير بر خشنودىاش از خدماتى كه هلنديان نسبت به او انجام داده‌اند صادر خواهد كرد . اما به درخواست هلنديان كه باز پس دادن خانهء نمايندگى هلند بود توجهى ننمود . تا پايان نوامبر 1727 پيشتازان سپاه زبردست‌خان به سركردگى نداخان به آبادى بند على رسيدند . پس از چند زد و خورد افغانان باز در آغاز دسامبر ( رك فصل مربوط به سيد احمدخان ) عقب نشستند . نداخان چشم به راه آمدن نيروى اصلى با زبردست

--> ( 5 ) - در 27 اكتبر 1728 چاپارى از سوى اعتماد الدوله به گونه‌اى كاملا محرمانه نزد مدير شركت هلند خبر آورد كه اگر « مدير شركت فقط يكهزار يا يكهزار و پانصد تومان به اعتماد الدوله دهد او يقينا قلعه و جزيرهء هرمز را در اختيار او خواهد گذاشت ، » گفته مىشود كه اعتماد الدوله خسيس‌ترين و جوكىترين مرد در ايران است و اگر قدرت داشته باشد دلش مىخواهد سراسر ايران را بفروشد . واك 20 برگ 3542 همانجا برگ دست چپ 3549 ( 5 نوامبر 1728 ) گزارش مىدهد كه : زبردست‌خان حتى يك بار از زبانش جسته است كه « اين سنگ‌ها ( اين جزيره‌ها ) در خور آن نيست كه زحمتى براى تسخير آنها كشيده شود . » لكن رك يادداشتهاى ص 109 كه مفهومى مخالف اين عقيده دارد .