ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

119

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

دانست كه شاهزاده مشاوران خود مانند مير جهانگير را كنار گذاشته است . او به قولى مدعى شده بود كه هيچگاه از مشاوران شاهزاده دست برنداشته است . در واقع او اعتراضاتى نسبت به نزديك‌ترين مشاوران شاهزاده داشت . اينان كه امرا خوانده مىشدند چند روز پيش نامه‌اى براى محمد صالح بيگ فرستاده بودند و او در پاسخ نوشته بود كه : « من مىخواهم بدانم در طى سال گذشته شما براى شاهزادهء جوان چه كرده‌ايد پولهائى كه من و ديگران داديم صرف چه كارى شد . و با آن پولها چند تن سپاهى استخدام كرديد ؟ اگر براى اين پرسش‌ها پاسخى نداريد از شما مىخواهم كه به من بگوئيد براى آينده چه نقشه‌هائى داريد و به من خبر دهيد هر يك از شما چقدر مىتوانيد كمك كنيد تا من هم همانقدر كمك كنم . » در يكم اوت محمد صالح بيگ توسط يكى از منشيان خود كه او را به آبادى بودان فرستاده بود دانست كه شاهزاده در آبادى بنك « 2 » اردو زده است . شاهزاده جرأت نكرده است كه به آبادى بودان رود چون مير جهانگير و ميرزا حسنعلى او را متقاعد ساخته‌اند كه كدخداى آبادى بودان سيد عبد الرضا كه از شاهزاده روى برتافته است او را خواهد كشت . نيز گفته مىشد كه گروهى از مردمان ميناب و شمارى سپاهى كه رويهمرفته صد و پنجاه تن بوده‌اند براى خوشامد گوئى به سكونتگاه تازهء شاهزاده آمده‌اند . بنا به گزارش‌هائى كه از ميناب رسيده مير جهانگير بر آنست كه از شاهزاده بگسلد چون نمىخواهد هدايائى را كه دريافت داشته باز پس دهد . اتلام براى اينكه از ميان اين خبرهاى ضد و نقيض از حقيقت اوضاع آگاه شود كسى را به آن صوب گسيل داشت . فرستادهء اتلام در دهم اوت خبر آورد كه شاهزاده تنها با 14 تن دربارى از آبادى سندرك به روستاى مرتفعى در كوهستانهاى قلمرو شاهدادخان رفته است . مى - گويند كه مشاوران اصلى خود از جمله مير جهانگير و پسرش ميرزا حسنعلى را در آبادى

--> ( 2 ) - Bonek