ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

83

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

فوت وقت به محض آنكه كشتى كاملا پر از بار شد دوباره اشياء را به داخل كشتى بياورند براى اينكه همه چيز به قدر امكان مرتب و منظم باشد . خيريت و ان اورليانس دفتردار ، امشب در كشتى نزد شما مىآيد تا از سوى رئيس و شوراى شركت هلند نكات لازم را به ناخدا بياموزد . گمبرون چهاردهم دسامبر 1727 . امضاء كنندگان : پيتر اتلام ، پالوس هامل ، هيندريك مولنغراف ، ارنوت ميخيلس و كارل كوناد . ( پشت برگ 3496 ) دوشنبه 15 ، مخلص بيگ كه بارها از او نام برده‌ايم به يكى از غلامان مدير شركت هلند سخنانى گفته بود از جمله اينكه : « مخدوم من ( سيد احمدخان ) اين لانهء سگ هلنديان را كه در آن مشتى آدم بىدست و پا به توپها و بمب‌هايشان مىنازند يكسره نابود خواهد كرد . بعد ما مىخواهيم ببينيم اين آقايان هلندى چه كار خواهند كرد . » مير مهر على و ناظر بيوتات سيد احمدخان نيز به همين شيوه سخن گفته بودند : رئيس شركت هلند بدكارى كرد كه به هزينهء شركت گرداگرد گورستان هلنديان ديوار نكشيد اگر اين كار را كرده بود به گورهاى مردگان هلندى زيانى نمىرسيد . وضع اينها ( يعنى هلنديان ) از اين هم بدتر خواهد شد . سه‌شنبه 16 . آقا رضا ناظر بيوتات سيد احمدخان به مدير شركت هلند خبر داد كه : « من با زحمت بسيار و با تحمل خطر « چوب و فلك » و جز آن ، كشتىهاى شما را آزاد كردم » مدير چنين پاسخ داد : « حالا ديگر آزاد شدن كشتىها يا آزاد نشدنشان براى من چندان فرقى ندارد چون ديگر نياز چندانى به آنها ندارم . آن وقت كه نياز فراوان به آنها داشتم در توقيف بودند . اينك ناظر بيوتات خان يا خود او مىتوانند از اين كشتىها بدون پرچم هلند استفاده كنند و جز آن » اين بخشندگى مدير تا اندازه‌اى به - سبب آن بود كه نوكران محلى ما از دستورهايش سرپيچى كرده و تنها از ترس براى ساختن ديوار گرداگرد شهر مىرفتند . اينك سرپيچى نوكران ما به گونه‌اى تلقى مىشد كه گوئى به دستور رئيس اين كار را مىكنند اما بنا به آگاهىهائى كه از ايشك آغاسى باشى سيد احمدخان به دست آمد علت حقيقى شيوه‌اى بود كه ما در تهيهء چوب و هيزم