عبد الحسين نوايى

1

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي )

شاه سلطان حسين شاه سليمان هنگام مرگ به بزرگان دربار و دولت صفوى گفت اگر طالب ترقى مملكت هستيد عباس ميرزا را به سلطنت برداريد و اگر جوياى آرامش و آسايش هستيد سلطان حسين ميرزا را . درباريان فاسد و وزراى رشوه‌خوار و سرداران جنگ نديده و سپهسالاران خورده و خوابيده ، سلطان حسين ميرزا را به سلطنت برداشتند . خاصه آن كه مريم‌بيگم عمهء روزگار ديدهء شاه هم به سلطنت اين برادرزاده دلبستگى داشت . بدين ترتيب ، در 14 ذى الحجه سال 1105 / 6 اوت 1694 ميلادى ، پادشاهى ايران به دو تعلق گرفت و مراسم تاجگذارى در عمارت آينه‌خانه ، در ساحل جنوبى زاينده‌رود ، نزديك قصر سعادت‌آباد برگزار شد . گودروى كشيش كه درين روزگار در اصفهان بوده مىنويسد [ 1 ] : « تاجگذارى شاه باعث جشن و سرور عمومى شد . در تمام شب در سراسر شهر چراغانى بود و حيوانات باغ‌وحش سلطنتى را از شير و فيل و پلنگ با آهنگ طبل و شيپور در ميدان شهر گرداندند . ازين نمايشها چنين برمىآيد كه از شاه انتظاراتى دارند . ولى اين انتظارات برآورده نشد . در حقيقت از شاه سلطان حسين كسى نامناسبتر براى سلطنت نبود . با اين حال نمىتوان گفت كه عباس ميرزا [ 2 ] در صورت جلوس بر تخت سلطنت مىتوانست از انحطاط سلسلهء صفويه و سقوط آن جلوگيرى كند . اگر شاه و وزراى او عقل و شعورى داشتند ممكن بود اشتباهاتى كه كردند روى ندهد . و ليكن سختيها و بدبختيهايى پيش آمد كه حتى شايسته‌ترين و كاردانترين پادشاهان را نيز به زانو درمىآورد » . همين كه سلطان حسين ميرزا به سلطنت رسيد ، خواجه‌سرايان خواستند وى را نيز مانند پدرش و نيايش به شرابخوارى بكشانند ، اما اشكالى كه بر سر راه