عبد الحسين نوايى

مقدمه 24

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي )

نيز در اين عدم موفقيت بىتأثير نبود ، هيأت سياسى آلمان در معيت يك هيأت سياسى ايرانى به رياست امامقلى سلطان به سوى اروپا حركت كرد . در جزو هيأت سياسى ايران مردى بود دانشمند به نام حق‌وردى كه پسرش رضا را نيز به همراه داشت . اولئاريوس با اين پدر و پسر ايرانى حشر و نشر يافت و چنان شد كه حق وردى عضويت در هيأت سياسى ايران را رها كرد و خود و پسرش اسلام را رها كردند و به خدمت اولئاريوس در آمدند . اين پسر كه ديانتش را عوض كرده بود ، اندكى بعد نامش را به يك نام آلمانى تبديل كرد و نام هانس گئورگ فارس بر خود نهاد . آدام اولئاريوس به كمك همين حق‌وردى زبان فارسى را ياد گرفت و در ضمن ياد گرفتن اين زبان با كتاب گلستان آشنا شد و چند سال بعد وى اين كتاب را كه شاهكار ادب و انديشهء ايرانى است به آلمانى ترجمه كرد و آن را « گلستان ايرانى » ناميد . اين كتاب چندان مورد توجه قرار گرفت كه در ظرف مدت كوتاهى به چاپ بيستم رسيد و همين حسن استقبال موجب شد كه وى « داستانهاى ازوپ » ( لقمان ) و كتاب بوستان را نيز به آلمانى ترجمه كند . اولئاريوس حاصل مطالعات و مشهودات خود را در سفر به مشرق زمين يك بار در ششصد صفحه ( 1647 ) و بار ديگر با تفصيل بيشتر ، در حدود هزار صفحه منتشر كرد ( 1666 ) و كتاب وى سه بار در سالهاى 1656 و 1663 و 1671 در حيات وى تجديد و سه بار در سالهاى 1656 و 1663 و 1727 به وسيله سه مترجم به فرانسه ترجمه شده و در شهرهاى پاريس و ليدن و آمستردام به ترتيب چاپ و منتشر گرديده . وى نخستين اروپائى است كه نقشه و مناظر شهرهاى مهم ايران مثل اردبيل و قم و كاشان و اصفهان را طرح كرده و در كتاب خود درباره ايران مطالب ارزنده‌اى در حدود سيصد صفحه نوشته و همه جا به لطف و اعجاب در ايران و ايرانى نگريسته است . حق‌وردى پنج سال تمام در خانه اولئاريوس زيست و او را در تحرير و اتمام سفرنامه يارى داد و سرانجام هم در خانه اولئاريوس درگذشت . اولئاريوس نيز در 22 فوريه سال 1671 / 12 شوال 1081 روى در نقاب خاك پوشيد . همانطور كه اشاره كرديم ، ارتباط و حشر و نشر با اروپاييان باعث شد كه