عبد الحسين نوايى

مقدمه 17

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي )

خبرچينان و وابستگان و حقوق بگيران سفارت را نيز مردم بالاجبار مىبايست « حرمت و عزت » بدارند و آنان را روى سر گذاشته حلوا حلوا كنند . زيرا انگليسيان چنين خواسته بودند كه شاه صفوى و درباريان ايران قدرت آنان را به رسميت بشناسند و مردم ايران اطاعت كنند . اين نوع قراردادها بود كه موجب شد به تدريج مردم ايران خود را در مقابل اروپاييان خاصه در قبال انگليسيها ببازند و احساس حقارت كنند و تصور نمايند كه فرنگيها بخصوص انگليسيان تافتهء جدا بافته و از نژادى برتر و صاحب انديشه‌اى عاليتر از مردم ايران هستند . بر اثر اين نوع برخورد دولتهاى ايران با خارجيان و بستن اين گونه قراردادهاى تذلل آميز بود كه روحيه ايرانيان در مقابل اروپاييان متزلزل شد و بعدها وقتى تفوق نظامى روس و انگليس و فرانسه بر مردم ايران آشكار شد ، ايرانى در مقابل مردم اروپا خود را به كلى زبون و ناتوان ديد . چنين بود كه فرنگى را « صاحب » ناميد و در او به چشم اعجاب و تحسين بلكه تعظيم و تكريم نگريست و از او بتى با قدرت بىپايان ساخت و خود در پاى اين بتى كه ساخته بود به زانو در آمد بلكه به سجده افتاد و خويشتن خويش را فراموش كرد و شرف و آزادى و آزادگى خويش را در پاى آن بت قربانى نمود و دست بسته به قراردادهاى شومى چون گلستان و تركمانچاى و پاريس . . . گردن نهاد . البته اين نكته را بايد متوجه بود كه شاه عباس مىخواست به كمك انگليسيها ريشه پرتقاليان را بركند و بدين جهت بود كه انگليسيها هر چه خواستند يافتند . اما بعدها همين مواد مندرج در اين قرارداد در مورد ديگران نيز منظور گرديد و روسها در زمان فتحعلى شاه قاجار و حتى در روزگار ما امريكائيان نيز از حق كاپيتولاسيون برخوردار شدند . بارى چهار سال بعد ازين قرارداد تجارى يعنى در سال 1030 متعاقب مذاكرات دولت ايران با نمايندگان شركت هند شرقى ، انگليسيان حاضر شدند كه با نيروى دريايى خود به ايرانيان در جنگ با پرتقال شركت كنند . نبرد در آبهاى جاسك در سوم صفر 1030 / 28 دسامبر 1620 صورت گرفت و در 27 ربيع الثانى سال 1031 / 12 مارس 1622 جزيرهء هرموز به دست ايرانيان افتاد و پيش از آن در ماه ربيع الاول جزيره قشم از دست پرتقاليان به در آمده بود .