محمد رضا نصيرى
72
اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )
نيست . فكيف كه آن هم به لطف و احسان وافى و خير تلافى شود . نهايت اين معنى خار بستر آسايش دل و رنج افزاى خاطر دوستى منزلست كه از طايفهء رذيله كه همواره رعيت و رعيت زاده ايران و از ضرب شمشير سرباز اين دولت جاويد در افغان بودهاند به اقتضاء گردش سپهر بىمهر بوقلمون طبع چرخ ديو چهر اين نحو حركات واقع شده ضميمه آن علت ذميمهء كار به جايى رسانند كه دست گستاخى از آستين هوسناكى بر بىباكى به دامن دولت عثمانى دراز و به اين حد ناشناسى آغاز نموده از خيمهء قلندرى بيقدرى نابجا در دارائى داعيهء سلطنت گذارند و به كاخ ابد بنيان چنان دولت قوم الاركانى كه سايهء قصر بيقصورش ملجاء قياصره است تيشه زن افساد شوند . و اينكه طوطى كلك شكر سنج را نواپرداز اين مطلب ساخته بودند كه در وفاق و اتفاق با گماشتگان حضرت سلطانى به تشكيك ارباب نفاق و شكوك طريقهء اهمال مسكوك نگردد و الا عدم رغبت اين طرف به موافقت اولياء دولت روز افزون به وضوح خواهد پيوست حاشا كه اين معنى را مجال خطور بر خاطر خطير امناء اين سلطنت خلود تخمير تواند بود . زيرا كه اين دو دولت قوايم روابط عرض و جوهر ميسر و معنى هيولى و صورت متصور و در روز ازل كاركنان دستگاه سلطان لم يزل خمير اين دو سلطنت فيروز را به آب و گل معين سرشتهاند و دبيران ديوان قدرت ايزدى منشور جلى الظهور اين دو - دولت و الا را بىخلاف و اختلاف به يك مضمون نوشتهاند و بديهى است كه ازين صوب صواب جز رسم وفا نيايد و از آن جانب فرخنده جوانب غير مردمى و احسان به وقوع نپيوندد . و اگر چندى مستلزمات شرايط مودت از طرفين به عمل نيامده باشد ، بنابر اتفاق و مقتضيات چرخ بيوفاق خواهد بود و آنچه مبنى بر تدارك مافات زبانزد قلم عنبرين رقم شده بود هرچند كه اعانت و يارى جز حضرت بارى نشايد و هيچ درى را جز كليد مرحمت داور مطلق نگشايد و هر چه در صفحهء تقدير نگاشتهء كلك مشيت ازلى شده باشد مرضى و مرغوب است ، لكن چون معاونت دوستان مردوستان را رسمى است به آشنايى و شمع نور طلب بىكسب فروغ از مشعل درخشان چراغ افروز خاندانها نگردد و ماه تابان بىاقتباس ضوء از مهر فروزان نور پاس فضاى جهان نشود و اظهر من الشمس است كه هرگاه بنابر هجوم پرافشانى پروانه طينتان جانسوز كه حاصل كارشان دردسر شمع شعله خودادن و خرمن عمر خود را برق فنا سوختن است چندى در پرتو نبراس دولتى دهن به هم رسد جز به هوادارى فانوس حمايت و مشعله سازى و ضيا افروزى دست معاضدت و اعانت احباب چارهگر نيست . حال كه آن دستور اعظم افخم و صدر مكرم محترم به الهامات غيبى و تائيدات لا ريبى متوجه شدهاند كه چراغ خورشيد فروغ و دادى كه در نور و بها طعنه زن مشاغل ماه و مهر و