محمد رضا نصيرى
71
اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )
رزين به سمت ديگر فرمودن منافى عزم خسروان بود و آن والاشان به راهبر ارشادى « 3 » جاه و جلال و حركت عساكر نصرت اشتمال را موقوف به اعلام مجدد فرموده بودند لهذا بندهء اين درگاه آسمان جاه را به نيابت سلطنت روز افزون و تكفل مهام دولت ابد مقرون و جمعيت ايلات و احشامات اين مرز و بوم مامور فرمود كه بر تهيه امر مقرّر قيام و مستعد و مترصد بوده به مجرد اعلام مقدمه الجيش موكب همايون باشد و عاليجاه رفيع جايگاه ، مبلغ بليغ قواعد رسالت و شايانشان قوانين سفارت ، امير الامراء العظام صوفى زادهء خاندان ولايت نشان ، ولى محمد خان بيگدلى شاملوزاده ، از معتمدان عبوديت كيش راسخ الاعتقاد و معتقدان اخلاص نژاد اين دودمان خلافت بنيان و اباعن جد به شرف بندگى « 4 » درگاه و الا معزز و مباهى و بالانشين محفل قرب و حضور شاهنشاهى بوده ، به سفارت تعيين و با اخلاص نامچه كه به خدمت ثريا منزلت داراى خورشيد راى و التفات نامچه كه به آن دستور گيتى آرا نگارش يافته بود به رسم استعجال روانه فرمود ، از لفظ گوهربار همايون جواهر شاهوار بعضى سفارت به وديعت در درج خاطر صداقت دخاير عاليجاه معزز اليه محزون ساختند كه ، ان شاء الله بعد از استسعاد به تقبيل عتبهء عليه خاقانى در خدمت ايستادگان قوايم سرير قيصرى بر طبق عرض جلوه داده امور چند را در بزم و الا و نادى موفور الايادى صحبت معلى بيان سازد كه بدانچه موافق آداب و آئين بزرگى و دولتمندى بوده باشد در استحكام قواعد و داد و انجام مهام لازم الصلاح اين دو دولت قوى بنياد در خدمت همايون به عمل آورند . و آنچه در باب برخى مواد نگاشتهء خامهء واسطى نژاد شده بود كه بنابر ضرورت از جانب اولياء دولت عثمانى نسبت به مستظلان طوباى سلطنت سلطانى به معرفى صدور درآمده اين معنى بر عالميان ظاهر و روشن است كه هر نحو غلبه و تسلطى كه بر ممالك خاقانى واقع شده به امر و فرمان خاقان قاآن شان و پادشاه گيتى نگهبانى بود كه اباعن جد سلطان نشان بر آستان آسمان بنيانش مغفر سروران دوران و زيردستان قوى بازو و جهانگشايان صاحب نيرو را در برابر افواج قاهرهاش مصداق « يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ » « 5 » ظاهر و فر فريدونى و سطوات بهرامى از ناصيه حال كمينه چاكران در - گاهش باهر است . در اين حالت چيره دستى اين قسم فوج مؤيد و قوم قوى يد عار و ناگوار
--> ( 3 ) - ظاهرا : به راهبرى ارشاد ( 4 ) - در اصل بندگى بندگى ( 5 ) - اى موران همه به خانههاى خود اندر رويد مبادا سليمان و سپاهش شما را پايمال كنند ( النمل / 18 ) .