محمد رضا نصيرى

2

اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )

و بعد ، گلچينان سرابستان رياض فياض ايجاد و تكوين ، و تماشائيان رنگين بهار گلستان آسمان و زمين ، كه ديدهء بصيرت و آگاهى را به عينك حقيقت نماى « فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ - اللَّهِ » « 3 » از تجلى انوار نوبهار قدرت الهى روشن نموده ، معلوم فرموده‌اند كه واقفان دقايق عوالم امكان سواد خوانان نقوش پيچيدهء جهان آخشيجان بناى بساط قرار اين كارگاه حيرت دستگاه را بر ضابطهء مواد و داد و رابطهء الفت و اتحاد نهاده‌اند ، و به اين مفتاح الهى ابواب نجاح و فلاح را به چهرهء امانى و آمال عالم و عالميان گشاده ، هزار قافله ازهار رنگارنگ و انوار گوناگون هر ساله از راه دور عدم به عالم ناسوت آمد شد و بار اقامت در كمال انشراح بال و شكفته رويى در صحن گلستان و دار المرز شهرستان جهان امكان مىگشايند . از نتايج حسن ائتلاف و التيامست كه انفاق خاك و آب باعث بر آن گرديده ، هرگاه تاليف اين دو جزو بىاراده و شعور ، كه در چشم بصيرت ارباب حقيقت صف نعال‌نشين بزم هستى - اند ، مثمر اين گونه انوار غريبه و منتج آثار عجيبه تواند شد . پيداست كه توافق و توالف اساطين سلاطين ، كه طراحان سرابستان جهان و ناظمان مناظم اين گلستان و صدرنشينان اورنگ برترى و برگزيدگان اقليم بلند اخترى مىباشند ، مثمر چگونه امور جليله و اقسام آثار جميله خواهد بود . از آنجا كه مزاج ضعيف بيماران نباتات از تاثير تقويت طلاى صندلين فروغ نيرين و تركيب تمام اجزاء و معجون مركب القواى اسطقسات به حكمت بالغهء تقدير حكيم عليم اصلاح‌پذير مىباشد ، در اين اوان سعادت اقتران نيز ، كه مطلع السعدين اقبال و آمال از بيت الشرف دولت و سعادت بىزوال طالع و لامع بود ، چشم منتظران شاهراه نصرت از گرد جواهر سرمهء فقرات خط همايون سعادت مقرون به رنگ ديدهء بخت بيدار اختران ليله - القدر نزول فيضان روشن گرديده ، از يمناى وادى ايمن ، يعنى طرف باهر الشرف شهنشاه فلك بارگاه خورشيد كلاه انجم سپاه ، سلطان سليمان مكان ، خاقان تاج‌بخش گيتىستان ، مهر جان آراى سلطنت و تاجدارى ، آفتاب عالمتاب اوج خلافت و شهريارى ، اعظم السلاطين فى العالم ، اكرم ملوك العرب و العجم ، مرغم انوف الفراعنه و الجباره ، معفر جباه الاكاسره و القياصره ، فاتح بلاد المشارق و المغارب ، قاتل شداد الملاحم و المحارب ، صاحب العداله التى لا يذكر معها ايام كسرى ، و الجلاله التى وقفت الامانى دون مبلغها حسرى ، و لابسا له التى لها ذلت رقاب الصيد ، و خضعت لهيبتها جباه الصناديد ، قالع قلاع و الكفره و الطغاه

--> ( 3 ) - پس ديده باز كن و آثار رحمت الهى را بنگر . ( روم / 50 ) .