محمد رضا نصيرى
230
اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )
اقتران بر طبق مضمون اعجار مشحون « وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ » « 4 » سمت تيسر پذيرفته ، باعث عالم عالم امتياز وجود غير محصور گرديد . « الحمد الله الذى وحده و نصر عبده و اعز جنده » حضرت مالك الملك متعال و پادشاه لم يزل و لا يزال همواره صمصام خون آشام سلاطين فلك احتشام را كه سر و جان شرع متين حضرت خاتم المرسلين و حسام ظفر فرجام خواقين گردون مقام را كه حاميان دين جناب سيد النبيناند بر مفارق اعدا قاطع و انوار ظهور شعاير منيف ملت حنيف را بر ساحت جهان ساطع دارد « اللهم نصر من نصر دين محمد و اخذ من خذل دين محمد ، آن چه در جواب مخالفان دين و دولت و معاندان آئين شريعت بر وفق « وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ » « 5 » به مشورت علماء و عقلا ذوى الاحترام صدور حقانيت ظهور يافته الهام غيبى وحى لا ريبى است لا ياتيه الباطل من بين يديه و لا من خلقه ، كلمات تفضل آيات متعلق به بعضى امور به زبان كرامت بيان شرف نفاذ يافته اگر چه درين مدت بنابر خلوص اعتقاد در جميع مواد غاشيهء اطاعت اعليحضرت معلى « 6 » بارگاه رفيع منزلت مكارم دستگاه خديو كشور جاه و جلال زيب اورنگ دولت و اقبال ، پادشاه جم جاه ظل آله محمد شاه - ادام الله ظلال اجلاله - بر دوش و حلقهء ارادت در گوش بوده ، اما الحال بنابر امتثال امر وحى مثال پاس لوازم انقياد و دولتخواهى را بيشتر از پيشتر خواهد داشت و دقيقه ( اى ) از مراتب رضاجوئى فرو نخواهند گذاشت . عنايت ( ) كه فرد تفصيل آن ملفوف عريضه نياز اين رسوخيت طراز است مدارج افتخار عقيدت دثار را رفيع و معارج اعتبار اين ارادت شعار را منبع ساخت . از دست و زبان كه برآيد * كز عهده شكرت بدرآيد « 7 » بعض مراتب با نجابت پناه حاجى محمد يوسف و شرافت و سيادت سيد عطاء الله با المشافهه مذكور شده ، بعد از سعادت بساط بوسى محفل فردوسى مشاكل به عرض ايستادگان پايهء سرير گردون مصير خواهند رسانيد . آفتاب عالمتاب سلطنت و جهانتابى و نيرگردون تبار كشورستانى برگزيده درگاه -
--> ( 4 ) - نصرت و يارى اهل ايمان را حق گردانيديم ، ( روم / 34 ) . ( 5 ) - و مشورت كن با آنها در كار ، ( آل عمران / 159 ) . ( 6 ) - در اصل : معلا . ( 7 ) - صورت صحيح بيت چنين است . . كز عهده شكرش بدر آيد كه نگارندهء نامه به مناسب حال به جاى شكرش ، شكرت آورده است رك : گلستان سعدى / 1 .