محمد رضا نصيرى
207
اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )
نامهء احمد پاشا والى بغداد به ابراهيم شاه « 1 » هو عرضه داشت داعى دولت ابد مدت و سائل قوام مبانى شوكت و ابهت كه در مضمار خدمتگزارى و ميدان چاكرى و ثناكارى دامن عقيدت در ميان گوى مسابقت از همگنان ربوده ، قواعد فرمانبردارى و معاقد هوادارى را ، به مزيت استحكام منضم و مقرون ، و صحايف اوقات ليل و نهار را به ارقام وظايف دعاى آن حضرت به مزيد مسئلت مزين و مشحون مىدارد . بعد از عرض نياز بندگانه و خدمت ثناى يكجهتانه به موقف عرض مىرساند كه ، صدر الكتاب صحايف دولت و كامكارى و فضل الخطاب جريدهء شوكت و بختيارى اعنى رقم قدر توام اعلى كه از طرف مرحمت طرف محرران دار الانشاى سركار ديوان اعلى به اسم اين اخلاص قرين شرف صدور و ظهور و به انضمام بعضى تحف و تشريفات كه اين يكجهتى آئين به احسان و انعام آن قرين افتخار و رهين امتنان شد و به صحابت بندگان درگاه آسمان جاه ميرآخور « 2 » حسين آغا و ميرزا محمد على « فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ بِأَيْدِي سَفَرَةٍ « 3 » در هنگامى به
--> ( 1 ) - عنوان ثبت نامه در نامهء همايون چنين است : « بودفعه ايران شاهى ابراهيم شاهك رقمى جوابنده تحرير اولنان مكتوبك صورتيدر ، بودركه » . ( 2 ) - رئيس اصطبل را مىگفتند . ( 3 ) - كاتب با در نظرگرفتن آيههاى 13 و 15 از سوره عبس جمله فوق را آورده و آيه 13 چنين است ، « فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ . . »