محمد رضا نصيرى
199
اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )
نامه مصطفى خان به سيد عبد الله پاشا صدر اعظم عثمانى مخلص صادق الاخلاص و معتقد كامل الاختصاص كه على التوالى و التواتر صحايف ايام و ليالى را به درر غرر دعاى دوام دولت آن حضرت مزين و محلى دارد . و بعد از اهداى تحايائى كه لب غنچه اخلاص از لطافت تحفات آن در چمن اختصاص متبسم شود و شامهء صدق و صفا از طرافت فوحات آن در گلزار عقيدت و وفا متنسم گردد . و پس از اتحاف طرايف دعائى كه نسايم خلوص آن رياض بهجت و نضارت و خضارت و نفايح خصوص آن گلزار تنوير و پيشگاه فلك دستگاه ضمير منير خورشيد تاثير را كه از لمعات انوار غيبى و المحات اسرار لا ريبى مستفيض و مستنير است به نثار گلهاى الوان و ايثار غنچههاى خندان اظهار مدعا مزاحم مىگردد كه چون بر سجنجل مهر ضياى و الا منطبع خواهد بود كه در اكثر اوقات صفحه لسان و صحيفه جنان بر قوم ذكر مآثر بهيه و شرح مناقب سنيه مرقوم مىباشد ديگر در آن خصوص خوص نمودن را بىمعنى و تطويل لا طايل دانسته به اظهار اين مطلب مبادرت مىورزد كه از آنجا كه نظر به وفور خلوص خيرخواهى دولتين عليتين پيوسته در فيافى وسيله و بوادى فرصتى است كه به ذاريغ صفوت ودايع خود را از مذكورين ذيل و حواشى خاطر دريا مقاطر مىساخته باشد . درين وقت كه فرستاده مخلص از اردوى كيهان پوى اعلى معاودت و از درگاه آسمان جاه بندگان اقدس ارفع امجد همايون اعلى كمترين غلامان را به ارسال خلعت آفتاب طلعت فاخره و رقم قدر توام مبارك و تهيهء و تدارك امر سفارت بدون ثانى انفرادا قرين افتخار فرمودهاند امر اقدس شرف نفاذ يافته كه درين چند يوم نامه همايون