محمد رضا نصيرى

158

اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )

اين ، چگونه باز تقصير بر اين طرف لازم خواهد آمد با وصف اين كه ازين طرف اين همه سعى در ترويج مذهب اهل سنت و نشر حقيقت خلافت خلفاى ثلاث شده ايلچيان عظيم - القدر براى دوستى به آن دولت و الا فرستاده باشند گنجايش نداشت كه به اين نحو در مقام تلافى درآمده ، محمد على رفسنجانى را رسم سلطنت گذاشته به ايران مامور و اين گونه عبارت را در فرامين و نوشتجات بنويسند . نزد خرد ظاهر است كه پادشاهى منوط به تقدير و رضاى الهى است بلكه چنين اتفاق مىافتاد كه موافق تمناى اعيان آن دولت بر فرض محال كه او شاهزاده مىبود و او را در ايران تسلطى به هم مىرسيد هرگاه اولاد شيخ صفى كه تسلط يافته‌اند تا حال مفاسد آنها باقى باشد چنين شخصى كه به دست عجم مىافتاد خود انصاف دهند كه تجديد مقاصد سابق چگونه مىشد ، اعيان آن دولت خدا و رسول خدا و خلفاى اكرم را چه جواب مىدادند . آنچه در باب سرعسگر و تفرقگى عسگر نوشته بودند كه به مقتضاى الهى اتفاق افتاده مشار اليه ده روز بيشتر در اينجا توقف كرد . دفعه اول كه جنگ شد . دو فرسخ تا اردوى او مسافت داشت شكست خورده قشونهاى كاصحاب دين تا مطريس او ايشان را تعاقب كرده جمعى كثير از پاشايان و روسا و بيرق‌داران و عساكر او به قتل رسيده بر طرف شدند و سر - عسگر در مطريس خود متحصن شده راه آذوقه بر او مسدود شد لا علاج شده شكسته و بيغوله - هاى زمين را به دست گرفته سنگر خود را به احتياط و هر روزه ربع فرسخ پيش آورده در ميان خاك و سنگر جرات مقابله نمىكرد لابد بنا را با اعيان عسگر به يورش گذاشت چون عسگر از مقابله و جنگ ميدان مايوس بودند ديدند كه در ميان مطريس و زمين شكسته چه كار توانستند ساخت كه در ميدان جنگ بسازند و معلوم بود كه بعد از آنكه از پشت مطريس به معركه مىآمدند اميد حيات براى ايشان نبود لابد بايست يا به حرف سرعسگر عمل كنند يا جان به سلامت بدر برند . آن عاليجاه از قشون خود تحقيق نمايند كه همان روز كه اين مقدمه واقع شد پانصد ششصد نفر از آدم او را كه در خارج اردوى او بود بر طرف كرده عسگر او را كه براى كاه و غله برآمده بودند تعاقب كرده به مطريس او داخل كردند . با وصف اين شكستهاى مكرر و مسدود بودن راه آذوقه و ذخيره بر چنين عسگرى چگونه توقع قرار و ثبات مىتوانست داشت و چه قسم راه شبهه در فرار ايشان باقى خواهد ماند و مردن سرعسگر هم معلوم كه چه حالت دارد . اين كه در باب قتل و گرفتارى جمعى از ايشان نوشته بودند بعد از آن كه آن جماعت از ميان مطريس آغاز عزيمت كرده بودند قشونهايى كه در اطراف به محافظت مطريس ايشان