محمد رضا نصيرى

77

اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )

چون شكرگزارى اين عارفه كبرى در حضور فيض منظور و گذاردن انبيه باثبات بى - قصور ضرور بود لهذا بندگان اقدس اعلى مخالصت نامچه به خدمت فيض موهبت فلك مرتبت اعليحضرت خاقانى و ملاطفت نامه به آن زيبنده مصطبهء صدارت و وزارت سلطانى قلمى فرموده عاليجاه رفيع جايگاه ، معلى « 8 » دستگاه امير الامراء العظام ، مبلغ تبليغ قواعد رسالت ، شايان شان قوانين سفارت ، افخم اعاظم ايران و اعظم افاخم ايرانيان صوفى زاده قديم خاندان ولايت نشان ولى محمد خان بيگدلى شاملو كه از معتمدين عبوديت كيش راسخ الاعتقاد اين دولت خداداد و معتقدين مخالصت انديش صافى نهاد اين سلطنت قويم البنياد و اباعن جد به فيضان تقرب حضور كيميا ماثور درگاه عزت و جاه شاهى سرافراز و به زيور و فراست از همگنان ممتاز بوده قابل اين امر منتخب فرموده به طريق سفارت و عنوان رسالت على رسم الاستعجال روانهء دربار فلك مثال و ازلالى « 9 » متلالى سفارشات زبانى صدق و صفا صدف مكنون خاطر عقيدت گزين و درج مخزون سنيه عبوديت آئين ، عاليجاه سفير بىنظير معظم اليه را مملو و مشحون فرموده‌اند كه ان شاء الله تعالى به شرف استسعاد وصول درگاه جهانيان امدگاه قيصرى سعادت قرين و به استفاضه « 10 » خدمت اكسير خاصيت آن برازندهء صدر بزم ارم نظم وزارت و دانشورى فيض تزئين گرديده ، ذريعه المخالصه و ملاطفت نامچه و سفارت زبانى را رسانيده امورى را كه متضمن صلاح و رفع فساد دانند عرض نمايند كه ، ان شاء الله بدانچه مقتضى فطرت و بزرگى و مقرون سجيت و نيكنامى دولت والاى عثمانى باشد معمول فرمايند . مخدوما ، ملاذا ، مطاعا ، استظهار اين نكته بر عقلاى روزگار خصوصا آن والاتبار رفيع مقدار كه عاقل‌اند ظاهر و مبرهن است كه باعث عمدهء اختلال احوال ايران و ايرانيان عدم التفات سرور خسروان جهان و ملجاء خواقين عالى مكان بود . و طايفهء افغان خذلان نشان را كه بهره از عقل نمىباشد به تصور اينكه بر هم خوردگى از ايشان در احوال ايرانيان روى داده به اين معنى مستظهر و از فرط كم خردى دست بىادبى به دامن دولت عليهء عاليه هم دراز و از اين مدعا هم غافل كه ، اگر باغيه به جزاء « 11 » اعمال و افعال خود رسيده بودند . حال كه الحمد الله و لعنه آن دستور ارسطو نيز والاجاه مويدا من عند الله به مؤداى

--> ( 8 ) - در اصل : معلا ( 9 ) - در اصل : لاالى ( 10 ) - در اصل : استفاوضه ( 11 ) - در اصل : و جزاء