ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
41
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
كرت اول كه بهمن به سيستان آمده قرار داد و در نسخهء بهمننامه سهمرتبه گفتهاند ، هر مرتبه شكست عظيم يافته ، تا بار ديگر كه به سيستان آمده . بعد از هفت سال محاصره ، قلعهء سيستان بهدست آمده و مردم از قحط و گرسنگى زبون شده ، سيستان را به او دادهاند و فرامرز را بعد از كشش و كوشش بسيار به چنگ آورده ، زنده بر دار نمود و تيرباران كرد . و دستان را پياده به درگاه خود برده سرپاى داشت و در بيعزتى دستان سام دقيقهاى از بىآزرمى نامرعى نگذاشت . و مدتها آذر بانو و بانو گشسب دختران رستم با بهمن جنگ كردند . و بالاخره به جانب كشمير رفتند و بهمن نيز به كشمير به طلب ايشان رفت و ايشان را بچنگ آورد . و با زال در قفس آهنين كرد و در پشت فيلان باقصاى هندوستان با خود برد . و جملهء ممالك و مسالك و اطراف و اكناف بلاد هند كه بفرامرز متعلق بود و از زمان گرشاسف خزاين و دفاين پهلوانان آنجا بود همه را بگرفت تا حوالى قنوج . خبر آذربرزين پسر فرامرز بشنيد و هنوز خبر گرفتارى فرامرز به آذربرزين نداده بودند . لشكر به آن صوب فرستاد . آذر برزين تصور لشكر فرامرز نمود بىتحاشى از غرور پهلوانى و عدم تجربه به ميان آن گروه درآمد . بيك باركمند بريال و كوپال پهلوانزاده انداخته ، او را نيز بگرفتند و نزد بهمن آوردند . و از آنجا عزيمت دخمهء پهلوانان نمود و به طرف شرقى هندوستان چند شهر طى نموده بدرياهاى عظيم رسيده ، به مشورت زال كه همراه داشت از آن آبها بگذشت . چون با جمعى از [ 19 ] خواص به عمارت دخمه كه بمثال قلعه بود رسيد ، نگاهبانان درها گشوده ، پادشاه به اندرون رفت ، چهار تخت بزرگ ديد . اول بر سر يك تخت آمد لوحى ديد از زبرجد بر آنجا نقش نموده كه چون بهمن باينجا رسد جهت تهنيت قدوم او يك پاره لعل در زير بالين من كه گرشاسفم مهياست بردارد و از سر جريمهء اولاد ما بگذرد . به سر بالين ديگرى آمد . بر لوحى منقوش يافت كه اى بهمن قدمرنجه كردى نعل بهاى اسب تو يكدانه در شاهوار است برگير و پس از اين قيمتشناس و داناتر از آن باش ، و قدر و مرتبهء اولاد نريمان را