ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
34
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
جميع اكابر ملوك عجم به سيستان آمده مدتها به عيش و كامرانى گذرانيده . كاوس ولايت هرات به برزو ارزانى داشته اضافهء زابلستان شد و چون اين خبر بسمع افراسياب رسيد سوسن مطربه و پيلسم به سيستان فرستاد و جمع پهلوانان بنوعى كه فردوسى در شاهنامه نظمكرده محبوس و مقيد شدند و به ضرب بازوى زال و رستم و فرامرز و برزو ، فتح عساكر ايران شده ، پيلسم كشته شد . « 1 » مجددا پهلوانان به ايوان سام خراميده ، نداى عيش دردادند . و در اين اثنا خبر تولد سياوش به رستم رسيد . متوجه مستقر دولت كاوس شد . شاهزاده را به رستم سپرده به سيستان آورد و تربيت نموده ، چون بيست ساله شده شاه او را طلب نمود . پهلوان شاهزاده [ را ] به خدمت كاوس برده ، چشم كاوس به ديدار فرخندهء آن سرو چمن شهنشاهى نور و ضيا يافته ، چند روز مجلس عيش و طرب آراسته ، [ 15 ش ] به وظايف و تصدقات تنگدستان را نواخته ، بعد از آن شاهزاده را به حرم برد . چون چشم سودابه بر جمال رحمانى افتاد ، آتش شره شيطانى در دل آن ناقص عقل به اشتعال آمد ، به هواى سوداى او فرشتهء رحمت به وسواس شيطانى افتاده ، هرگاه شاهزاده به حرم رفتى به مهربانى و خدمات مبالغه نمودى . تا روزى حجرهء خود از غير خالى يافته ، زليخاوار به آن يوسف مصر عجم درآويخت . و سياووش از حرم بيرون دويد و قسم ياد نمود كه آن حركت را به كاووس عرض خواهم كرد . در ساعت وقت مقتضى عرض نبود . چون كاووس از مجلس آهنگ حرم نمود ، سودابه به عرض رسانيد كه سياوش قصد من نمود و به حيله خود را از او نگاهداشتم . اين قسم فرزندى قابل حرم نيست . كاووس در غضب شده ، در اين باب با گودرز پير و موبد موبدان مشورت فرمود همه به ادراك [ در ] يافت اين معنى نموده بهعرض رسانيدند كه اين قضيه برعكس است و از سياووش اين امر بظهور نمىآيد . بالاخره سياووش بشاه بدگمان پيغام داد كه فلان دره كه يك فرسخ طول آن هست پر از هيمه نموده ، آتش زنند و ما و سودابه از آن دره
--> ( 1 ) - شاهنامهء فردوسى صفحات 697 و 698 و 699 .