ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
32
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
شكستگى را بسته هرلحظه به لطف تازه و شفقت بىاندازه پهلوان را خرمى روى مىداد . جهانيان را از آن فتح همهروزه ، كار به شكرگزارى « 1 » و دلهاى آرزومندان را از شكفتن گلهاى آرزو در چمن مراد همه اميدوارى . تا بعد از شش ماه بازوى رستم صحيح گرديده ، بجانب سيستان مرخص شد . چون خبر گرفتن برزو و به ارگ قلعه محبوسشدن به گوش مادر برزو رسيد ، به خدمت افراسياب شتافته ، افراسياب عقد جواهر و زن ساحرى كه در توران به افسون مشهور بود رفيق او ساخته آن دو عجوز ، كاره مادر برزو [ و زن ساحرى ] « 2 » متوجه كار سيستان شدند . چون به سيستان رسيدند در همسايگى بهرام گوهرفروش منزلى گرفته ، رفتهرفته به ارگ راه يافتند . چون بهرام جواهر ايشان را نزد اكابر آن ملك برده بود ، آن دو ضعيفه به خانهها [ 14 ش ] رفتوآمد داشتند . آن زن افسونگر به هرحيله و افسون كه ميدانست خود را به ارگ رسانيده ، بطريق سازنده و قوال خود را به برزو 15 عرض كرد . برزو كسى نزد فرامرز فرستاد و التماس نمود كه جهت رفع دلگيرى رخصت آمدن آن زن مغنيه دهند . فرامرز مضايقه نكرد . آن زن حالات مادر برزو را بىكم و كاست به سمع برزو رسانيد . برزو پيغام داد كه سه اسب و سه دست اسلحه سرانجام نمايند و شبى كه انجام كار خود داده بودند زن مطربه برزو را آگاهى بخشيد . برزو نگاهبانانرا تكليف شراب بيشتر از ايام ديگر نموده ، چون آن مستان به خواب غفلت فروشدند ، برزو بزورى كه لازمهء اولاد سام بود آن بندها را از خود جدا نموده با زن مطربه از ارگ به زير آمد ، هرسه يراق پوشيده ، نقاب آويخته ، بر اسبان سوار شده ، بيرون رفته ، راه توران پيش گرفتند . قضا را صبحى گورى زده به كباب نمودن مشغول بودند . اتفاقا تهمتن در خدمت كاوس به سيستان مىآمد . بر يكطرف راه آتشى ديد . كس به تحقيق آن جمع فرستاد و همواره كار جهانپهلوان به خدمت كاوس اظهار اين معنى بود كه مبادا برزو از دست بيرون رود و در اثناى آنراه نيز همواره دغدغه
--> ( 1 ) - در اصل : بشكرگذارى . ( 2 ) - در اصل : آن دو عجوز كارهكار برزو متوجه كار .