ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى

78

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )

ماه از اطراف بلاد به قلعهء سيستان به كشتى رفت‌وآمد بود « 1 » در سنهء احدى و اربعين و ستمائه 37 . مبارز الدين ابو الفتح بن مسعود به جوار رحمت ايزدى پيوست [ ربيع الاول سال ششصد و چهل و هفت ] « 2 » ملك و تمامى بزرگان سيستان به تعزيه نشستند و اين حادثه جانهاى احباء را كباب كرد در ربيع الاول سال ششصد و چهل و هفت كه ملك به سيرنيه رفته بود و امير تكودر ملك را غافل ساخته با سه هزار سوار بر سر ملك آمده ملك اندكى از سپاه همراه داشت بمدافعه او اشتغال نمود و مدتى نيه در بندان بود . بالاخره امير تكودر به خدمت ملك آمده اظهار اخلاص نمود . چون بعضى از مردم نيه باعث به اين امر شده بودند ، امير تكودر در خدمت ملك به سيستان آمد و تمامى مردم نيه را با كوچ و متعلقان به سيستان آوردند . و به سال احدى و خمسين و ستمائه ملك شمس الدين لشكر سيستانرا جمع نموده بجانب شال « 3 » و مستونك و حصار قصدار نهضت نمود و يكسال قلعه‌هاى آن حدود محاصره بود تا فتح دست داد و در آخر همان سال ملك با كدبقانوئين ملاقات نمود و ملك شمس الدين كرت به حكم منكوقاآن به سيستان آمد و در زمان غيبت ملك اهل سيستان او را در ارگ شهر فرود آوردند و در قصر امارت ملك بنشست . چون ملك شمس الدين على بن مسعود از جانب كدبقانوئين بازگشت مردم حرام‌نمك آنجا با ملك كرت اتفاق كرده گرد خانهء ملك شمس الدين على را فروگرفتند و ملك شمس الدين را شهيد نمودند در ماه صفر وارسى شاه بن ينالتكين با ملك كرت همراه بود ملك كرت به خدمت هلاوو « 4 » شد وارسى شاه را به جاى خود نشاند .

--> ( 1 ) - در اصل واو عطفى در اينجا بود آن را حذف كرديم تا سنهء احدى و اربعين و ستمايه با جملاتى كه مربوط به سيل سيستان است ارتباط پيدا كند . ( 2 ) - اين قسمت از متن تاريخ سيستان به اينجا اضافه شده است . ( 3 ) - شمال ( تاريخ سيستان ص 398 ) . ( 4 ) - هلاؤ ( تاريخ سيستان ص 399 ) آنچه معروف است هولاكو و هلاكو است .