ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
74
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
حكومت نيمروز در سنهء خمس و ستين و اربعمائه بنشست « 1 » و ميان او و بدر الدوله شمس الملوك محاربات وقوع يافت ، بدر الدوله حصار سمور را بگرفت و اوق او را مسلم شد و مدتها ميان امير ابو العباس عرب و بدر الدوله شمس الملوك و بهاء الدوله منازعه بود . امير شهنشاه در زرنج خطبه به نام خود كرد [ 33 ش ] و تا چند سال ميانهء ملوك و اشراف آنجا به سعايت مردم اوق و ميران سيستان منازعه بود تا بتاريخ سنهء ثمانين و اربعمائه شهر را به امير شهنشاه سپرد و بهاء الدوله حصار طاق را مستحكم نموده ، در اواخر دولت سلطان ملكشاه به خدمت آن پادشاه رفته ، حكم حكومت بگرفت و به استقلال تمام به حكومت بنشست و در سنهء احدى و ثمانين و اربعمائه وفات يافت و درين سال در قلاع قحط غلات شد چنان كه قيمت يك من گندم به بيست درم و جو به پانزده درم رسيد . در آن عصر ملك تاج الدين ابو الفضل آغاز رشد نموده ، به حضرت سلطان سنجر مساعى جميله بهظهور رسانيد . حكومت سيستان از روى استقلال به او قرار گرفت در شهور سنهء ثلث و ثمانين و اربعمائه . و او بغايت شجاع و متهور و عادل و كريم بود و در جنگى كه ميانهء گور خان و سلطان شده بود كمال جلادت و شجاعت بجاى آورد و صفها شكافت و بالاخره بحسب غلبهء خصم مغلوب شده او را به كمند بگرفتند و پس از آن خلاص شده تا مدت مديد حكومت نمود . نوبت ديگر در معركهء جدال كه خصم بر سلطان سنجر غالب آمده بود و سلطان را با جمعى از خواص در ميان گرفته بودند و نزديك به آن رسيده بود كه سلطان گرفتار گردد ، تاج الدين ابو الفتح 34 با جمعى از سپاه زابل حمله نموده و صف شكافته سلطان را از آن مهلكه بيرون آورد . سلطان چند محل بر ممالك او افزوده ، همشيرهء خود سلطان صفيه بيگم را به حبالهء نكاح او درآورده ، بقيهء عمر بىزحمت جنگ و جدال به فراغبال در سيستان به ايالت مشغول بود و او اول كسى است از نتايج آل صفار و
--> ( 1 ) - تاريخ سيستان ص 383 .