ابو القاسم پاينده
98
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
غريب رغبتي داشتند ترّهاتشان را آسان مىپذيرفتند ، كعب الأحبار گفته بود من هفتاد كتاب منزل خواندهام ودروغ اين سخن هويداست كه كتب منزل هفتاد نيست واين كلمهء هفتاد كه يادگار رياضيات هفتى مردم آسياى غربى است ، بر زبان جاعلان بسيار مىرفته كه حساب را هفت وهفتاد داشتهاند وهفتصد را سرحد أرقام ميدانستهاند . يكى در مداين پارهاى از فرش بهارستان به غنيمت برد وبهفتصد درم فروخت ، گفتندش ارزان دادى . گفت : مگر از هفتصد بالاتر هم چيزى هست ! اين يهودي خبيث كه گوئى به مداهنه وتحبيب كعب الأحبار يعنى سرآمد عالمان يهودش ميگفتند از مختلقات خويش هر چه ميخواست بنام تورات نقل ميكرد گوئى تورات روزنامه حوادث آينده بود ونه چون رمل وطلسمات به ابهام ورمز ، بل با عباراتى روشن از جزئيات كار آيندگان خبر ميداد . هم أو بود كه چند روز پيش از قتل عمر بدو گفت در تورات مىبينم كه چند روز ديگر ترا ميكشند وعمر كه با همهء دها از خوشباورى مردم بدوي بىبهره نبود گفت نام مرا بتورات ديدهاى ؟ گفت نه بعلائم ديدهام وآن روز كه پهلوى عمر به دشنهء فيروزان دريد هيچ كس به انديشه نيفتاد از اين يهودي دروغزن كه اگر در توطئه دستى نداشت بىگفتگو خبري از آن داشت تحقيق وباز خواستى كند ! وهب ابن منبه در افسانه سازى از شهرزاد قصهگو سبق ميبرد وبيشتر افسانهها كه با متون تفسير آميخته وعقل وشرع از آن برى است حاصل تخيّل اوست . وى برادرى داشت كه أوراق مكتوب از شام ميخريد وطبعا براي افسانههاى وى مايه فرآهم ميكرد وأو نيز كه طباع ساده را راغب افسانههاى خويش ميديد همهء ميراث بابل وآشور را كه انبوهى از خرافات بىسرو بن است بنام كتابهاى آسمانى نقل ميكرد