ابو القاسم پاينده

95

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

عاقبت نيز دولت امويان بقدرت خراسانيان در هم پيچيده شد ومسلمانان از استبداد اين مردم جاه‌طلب پرغرور كه اسلام را دستخوش هوسهاى خود كرده بودند رها شدند . ميدان جعل ، تنگ نبود ودر همان دوران كه در اين حديث ، مشرق را مظهر شاخ شيطان مىپنداشتند وكشاكش امويان نرفته وعباسيان نيامده درگير بود وعباسيان ، تن پوش سياه را شعار خود كرده بودند يكى ديگر كه تمايلات عباسى داشت واز دولت ايشان اميد منفعت ميداشت اين حديث آورد كه جبريل نزد من آمد ، عمامهء سياه به سر وقباى سياه بتن وكفش سياه بپا وكمربند سياه بكمر داشت گفتم ، : « اين چيست ؟ » گفت : « اين لباس بنى عمان تو است كه رستاخيز بر ملك ايشان ميرسد » جاعل حديث سرشار از اخلاص عباسيان از زبان پيمبر بقاى دولت ايشان را تا به رستاخيز خبر داده است ولا بد آن روز كه بغداد سقوط كرد بتوجيه اين دروغ گفتند كه رستاخيز همين يورش تركان وسقوط بغداد وقتل مستعصم است كه بر دولت عباسيان در آمد . ونمىدانم كدام طماع متملقى به مداهنه از خليفه أموي يا عباسى كه درم ودينار غارتى از خلق خدا را بىدريغ مىبخشيد اين حديث ميگفت كه پيمبر فرمود از خلفاى شما يكى باشد كه مال بپراكند ونشمارد . تا بوده چنين بوده وتا هست چنين است كه وقتي ملك از باغ سيبى خورد غلامان درخت از بيخ بر آرند ، رواج جعل از امويان بود اما جماعت از اغراق در اين كار دريغ نكرد كه همه جعل حديث بخاطر امويان نبود ومدت دو قرن تا عصر اوّل عباسيان كه جعل حديث رواج داشت ، هر كس هدفى داشت حديثي بتأييد آن