ابو القاسم پاينده

85

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

خشنود نبودند خطرها بود وپسر هند جگر خوار كه با همهء تدبير ودها ، گوى توفيق را از لب پرتگاه بتصادف ربوده بود ، از سرنوشت آن بيم داشت ، بدين جهت همهء قدرت ومال وى وهمّت امويان شام كه اندك نبودند بكار افتاد تا وضع موجود را مستقر كنند ووسيلهء كارشان تبليغ بود كه در آن روزگار نيز مثل دوران ما ضمير كسان را بجادوى كلمات مطنطن بىمعنى ميشد فريفت . به دوران جاهليت ، وسيلهء تبليغ ونفوذ در خاطر كسان ، سخن موزون بود ، اما نفوذ اسلام در طي شصت وچند سال وآن بىاعتنائى كه سران قوم به شعر وشاعران داشتند از قوت آن كاسته بود ودر تصادمى چنين صعب ، كه امويان از سوئى وهاشميان وصلحاى مسلمانان وقبايل ناراضى از سوى ديگر صف آراسته بودند ، افسون شاعران كارى نميساخت . وسيلهء مؤثرتر ، حديث پيمبر بود كه در خاطرها نفوذى فوق العادة داشت وامويان از آن كمك جستند يعنى مقاصد خود را در قالب سخن بنام حديث رواج دادند . جعل حديث در عرصه‌اى وسيع به تأييد معاوية وتكريم عثمان وتعظيم أبو بكر وعمر كه حكومتشان پايهء حكومت عثمان بود وتوهين هاشميان خاصه على كه خونى امويان بود واز قيام اخلاف وى هر دم بيم خطر بود ، آغاز شد . معاوية به همهء حكام خود ، به تعبير زمان ما بخشنامه كرد هر كه حديثي در فضل عثمان يا ذمّ أبو تراب روايت كند به أو جايزه بايد داد واحترام بايد كرد وهم أو گروهى از ياران سست رأى دون همّت پيمبر را كه مسلمانان نان بودند براي جعل حديث أجير كرد وبه بهاى آن منصب ومال ميداد . نگفته پيداست كه مردم بىمروت وشرف دنيا كه هدفى جز اشباع شكم واقناع متعلّقات آن ندارند ، بجلب رضاى أرباب قدرت كه زرشان در مشت آمادهء ريختن ومشتشان در آستين ، آمادهء فرود آمدنست چه‌ها