ابو القاسم پاينده

839

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

ما قطعوا منها أكثر أو ما بقي منها فحسرت ظهورهم ونفد زادهم وسقطوا بين ظهري المفازة فأيقنوا بالهلكة فبينما هم كذلك إذ خرج عليهم رجل في حلة يقطر رأسه فقالوا إنّ هذا لحديث عهد بريف فانتهى إليهم فقال : يا هؤلاء ما شأنكم فقالوا ما ترى كيف حسرت ظهورنا ونفدت أزوادنا بين ظهري هذه المفازة ولا ندري ما قطعنا منها أكثر أم ما بقي ؟ فقال ما تجعلون لي إن أوردتكم ماء رواء ورياضا خضرا قالوا حكمك قال تعطوني مواثيقكم ألّا تعصوني ففعلوا فمال بهم فأوردهم ماء آنچه باقيمانده است ومركبهايشان وامانده شد وتوشه ايشان تمام شد در ميان بيابان از پا در افتادند وبهلاك يقين كردند . در اين حال بودند كه مردى حله پوشيده كه از سرش آب مىچكيد سوى ايشان آمد گفتند اين از آبادي مىآيد وقتي نزد ايشان رسيد گفت اى كسان حال شما چيست ؟ گفتند چنان كه ميبينى مركبهاىمان وامانده شده وتوشه ما در دل اين بيابان تمام شده وندانيم آنچه سپرده‌ايم بيشتر است يا آنچه مانده است گفت اگر شما را به آب گوارا وباغهاى سبز برسانم به من چه خواهيد داد گفتند هر چه خواهى گفت با من عهد كنيد كه عصيان من نكنيد پس عهد كردند وآنها را براه برد وبه آب گوارا وباغهاى سبز