ابو القاسم پاينده

54

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

بس كنيد . « 1 » يك بار شنيد كه دو تن در آيه‌اى اختلاف كرده‌اند خشمگين شد وفرمود : « اسلاف شما از اين جهت هلاك شدند كه در كتاب خويش اختلاف كردند . » « 2 » ميفرمود : « قرآن نازل نشده كه آيه‌هاى آن را با هم قياس كنيد كه آيه‌هاى قرآن مصدّق يك ديگر است ، هر چه از آن را دانستيد عمل كنيد وهر چه متشابه بود بدان مؤمن باشيد » . « 3 » از تفسير قرآن به هوس ورأى ، بشدّت منع كرده بود كه : « هر كه قرآن را براي خويش تفسير كند اگر هم بصواب كند خطا كرده است . » بهمين جهت قسمتى از گفتار وى توضيح آيه‌هاى قرآن بود كه قرآن مشكلات ومتشابهات داشت وبسيار كسان به غرض يا بغفلت حتى آيه‌هاى واضح را توضيحات عجيب ميكردند ، في المثل در آيهء يك صد وهشتاد وچهارم از سورهء بقره در بارهء شب صيام كه گويد : كُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ وسپيدى صبح وسياهى شب در اختلاف سحرگاه برشته سپيد وسياه همانند شده واستعاره‌اى ظريف شايستهء قرآن در سخن هست . يكى از ياران ، شبانگاه روزه ، رشتهء سپيد وسياه بكف در حياط همى رفت تا سياه از سفيد كي تواند شناخت وپيمبر أو را از غفلت باز آورد كه رشتهء سياه وسپيد ، روشنى وتاريكى روز وشب است . وهم آيهء نود وچهارم از سوره مائده كه متمّم آيهء تحريم خمر است وبجواب شبههء كسان در بارهء آن مؤمنان كه خمر ميخورده وبمرده‌اند آمده كه : لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا ، شبههء ديگر پديد آورده بود كه عثمان بن مطعون وعمرو بن معديكرب كه مردمى تجمل دوست بودند وبه ميخوارگى رغبتي داشتند پنداشتند كه بحكم

--> ( 1 ) بخارى ( 2 ) مسلم ( 3 ) اعلام الموقتين