ابو القاسم پاينده

30

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

آهنگ ناخوشايند كه بدويان نامهذّب داشتند ومستوجب ملام قرآن شده‌اند بانگ زد اى فرستادهء خدا از آنچه خدايت آموخته بمن بياموز ، وچون اقبالى نديد غافل از اينكه پيمبر از أو بديگران مشغول است ندا مكرر وبانگ بلندتر كرد تا آنجا كه اثر كراهت در قيافهء پيمبر نمودار شد وخاصّهء بشرى در أو بجنبيد كه اكنون اين بزرگان انديشه كنند كه پيروان محمّد همه كوران وفرو مايگان وبندگانند « 1 » وچهره در هم كشند وبا آن كسان راز گوئى از سر گرفت . همانوقت وحى آغاز شد كه : عَبَسَ وَتَوَلَّى أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى . وَما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى . أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى . أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى . فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى . وَما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى . أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى . وَهُوَ يَخْشى . فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى . كَلَّا إِنَّها تَذْكِرَةٌ . فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُ « 2 » آيهء أول دوم وصف حال پيمبر است كه : « روى ترش كرد وپشت بگردانيد كه چرا آن كور نزد وى آمد . » آنگاه تعرض آغاز مىشود كه : « تو چه دانى شايد أو پاك شود يا تذكار يابد وتذكارش سود دهد . » سپس لحن تعّرض أوج ميگيرد كه : « اما آنكه بىنيازى ميكند . تو بدو اقبال ميكنى كه اگر هم پاك نشود گناهى بر تو نيست . » وبار ديگر تعريض رنگ عتاب ميگيرد كه : « اما آنكه شتابان نزد تو آمده وهمو ترسد ، تو از وى تغافل ميكنى . » كلمهء كلّا در قرآن بسيار نيست وهر چه هست در آيات مكّى است وهمه جا براي تشديد عتابست كه : « هرگز چنين روا نيست كه اين تذكاريست وهر كه خواهد آن را ياد گيرد » كه نزد خدا آنكه بطلب حق مىشتابد اگر چه كورى فقير است از آن قدرتمند فخر فروش كه از حق بىنيازى ميكند وبا پيروان حق سرگرانى ميكند ، گرامىتر است كه كرم مرد به مال وجاه وحسب

--> ( 1 ) أسباب النزول واحدى ( 2 ) سوره عبس آية أول تا دوازدهم