ابو القاسم پاينده
21
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
آموخته بودند يكيشان گفت : « بر راهها نشينيم وبه زائران تازه رسيده گوئيم ، اين جادوگرى جن زده است » يعنى بكمك تلقين ، ضمير بىرنگ كسان را به نقش پندار خويش آلوده كنيم تا گوش از سخن حق بدارند كه وقتي نقشى به لوح كرده باشند نقش نو بر آن مشوّش مىشود ، اما يكى ديگرشان كه اتفاقا از عنودترين دشمنان اسلام يعنى طايفهء مخزوم بود ، وهن اين كار را نمايان كرد وگفت : « قوت بيان محمّد چنانست كه وقتي كسان با أو روبرو شوند افسون ما بىاثر مىشود » « 1 » من نميدانم در وصف بيان محمّد ( ص ) از شهادت جاحظ ، پادشاه نثر عرب در همهء قرون كه عين آن را در جاى ديگر آوردهام « 2 » بيشتر چه ميتوان گفت كه امام صناعت مباحث مفصل را در كلمات مجمل آورده واز عبارتها به اشارتها بس كرده ، اما حق سخن را در بارهء آن قوت وفصاحت وعذوبت وانسجام كه كلام محمّد ( ص ) را هست ادا كرده وبر سخن وى سخنى ، افزودن خرما به بصره بردن است . گفتار محمّد ( ص ) شيوهاى دارد كه خاص اوست ، اين جان منوّر كه ثبات كوه ومناعت آسمان وشكوه صحرا داشت به هنگام كلام از ضمير درياوش خويش مرواريدها مىپراكند كه نقّاد خبير ، از محك آن به حيرت مىشود كه گفتار وى از آن أوج وحضيضها كه در سخنها هست واز آن ضعف وقوّت بيانى كه بلاى متكلّمانست مصون مانده ، چون موج دريا يك نواخت وچون قطرات باران ، آسان وروان از پى هم ميرسد . از آن صنعت سجع كه كاهنان سلف مىپرداختهاند ومتادبان خلف تقليد آن كردهاند وسخن را از نظم عادى وصفاى
--> ( 1 ) انسان العيون ( 2 ) مقدمه چاپ أول