ابو القاسم پاينده
136
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
است ، يكى گفت آنها كه بما نپيوستهاند كيانند وپيمبر ( كه سؤال بىجا را خوش نداشت ) در جواب أو سكوت كرد ، آنگاه دست بر سلمان فارسي كه در ميان حاضران بود نهاد وگفت اگر ايمان به ثريّا بودى مردمى مانند اين بدان رسيدندى . » متن حديث اين است وگوئى شعوبيان كه غالبا غير عرب بوده وسليقهء كافى براي جعل حديث تمام نداشتهاند « مردمى مانند اين » را تحريف كرده بجاى آن « مردانى از پارس » نهادهاند وهم در روايت ديگر براي مزيد تفضيل « ايمان » را به « علم » بدل كردهاند كه بنظر ايشان در عرصهء مفاخره با عرب اعتبار علم از « ايمان » بيشتر بوده است ، اما روح حديث از اين هر دو تحريف بيزار است كه سلمان عنوانهاى مختلف داشت . أو مردى جهان ديده بود ، مملوك سابق بود ، هوشى مجرّب داشت ، در أديان سلف دستى داشت ؛ از دين يهود رسته وپيش از مسلمانى به دين نصارى پيوسته بود ، در علوم آن زمان دستى داشت ، خندق به ابتكار أو كنده شد ، در جنگ طائف كه كار حصار مشكل بود ، منجنيق ودبابه به راهنمائى أو ساختند تا آنجا كه بعضي فرنگان خاورشناس عنوان مهندسي باو دادهاند . مسلمانى نيك اعتقاد واز ياران مخلص پيمبر وفارسي نژاد نيز بود ومعلوم نيست آن تأييد كه پيمبر در ضمن حديث از أو ميكرد به كداميك از اين عنوانهاست ، اما شعوبى شيفتهء محامد غير عرب حديثي ديد وبه تحريف ، هدف خويش در آن نهاد ودر آفاق سمر شد كه پيمبر ايمان دارى يا هوشيارى مردم پارس را ستوده است . البتة هوش وايمان پارسى نژادان ستودنى است ، اما حديث بدان صورت كه آوردهاند از پيمبر نيست واى عجب كه عربان ضد شعوبى خاموش نماندند كه در صنعت جعل استادتر بودند ودر قبال اين ، حديثي ديگر از انبان جعل بر آوردند كه پيمبر گفت : « اى سلمان مرا دشمن مدار كه