ابو القاسم پاينده
108
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
صحيحشان را « صحيحين » مطلق گويند به اعتبار در صف اوّلند وبه پندار أهل جماعت هر چه بخارى ومسلم آوردهاند قطعا صحيح است وعلم قطعي به صحّت آن حاصل است « 1 » وبه تعبير ابن خلدون « اجماع أمت بر قبول وعمل به مندرجات آن هست » « 2 » وترديد در صحت آن مخالفت اجماع است . وشيعهء دوازده امامي را در كار حديث أصول ديگر هست كه در فضيلت وعدالت أصحاب با أهل جماعت هم داستان نيستند واز همهء أصحاب گروهى معدود را صاحب عدل وامانت شمارند ودر روايت ودرايت ، طرق خاص دارند . چنان كه گفتيم علي ( ع ) در حيات پيمبر مجموعهاى از أحاديث وى نوشته بود كه هستهء حديث شيعه از آنجاست ومدتها بعد ، همان كتاب را به خطّ علي ( ع ) در خاندان وى ديده بودند . از آن پس فرزندان وى كه وارث حق خاندان علوي بودند با همه زجر وآزار وتعقيب ومزاحمت كه در دوران امويان بيشتر ودر ايّام عباسيان كمتر ولى مستمر بود از نقل وروايت وتفهيم وتوضيح حديث فارغ نبودند وياران خاص از تقرير ونقل ايشان مجموعهها كرده بودند كه بنام « أصل » يا « أصول » خوانده ميشد . به دوران جعفر صادق ( ع ) كه مزاحمت أهل قدرت تخفيفى يافته بود براي بسط وترويج حديث شيعه فرصت بيشتر بود وچهار هزار كس حديث از أو شنيدند وروايت كردند ، « 3 » واز تقرير وى مجموعهها فرآهم آوردند كه شمار آن به چهار صد مىرسيد وبه « أصول چهارصدگانه » معروف بود « 4 » . نخستين مجموعهء مفصل ومنظم از حديث پيمبر وفرزندان وى
--> ( 1 ) همان كتاب ( 2 ) مقدمه ابن خلدون ( 3 ) ارشاد مفيد ( 4 ) تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام .