ابو القاسم پاينده
101
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
بدو داد وچون برفت فرمان داد تا همهء كبوتران را سر بريدند . « 1 » وهم بدوران نزديك ما آن حديث تباكى را براي صاحب قدرتى ساختهاند كه عادتي نكوهيده داشت وبه جبر ضمير تاب واگذاشتن آن نداشت ، وچون مايهاى از دين وشرف در خاطر داشت از عواقب گناه مشوش بود خواستند تا به تباكى آلايش گناه از جان بشويد وخاطر مباركش آسوده باشد ! وگر نه در دفتر حديث سلف نشانى از اين نيست وعقل نميپذيرد كه كار دروغى را پاداشى چنين گزاف دهند ؟ گوئى همهء جاعلان حديث ، سود جو وجاه طلب نبودهاند وكساني بودهاند كه اين جنايت عظيم از حسن نيت به قصد اعلاى دين يا ترويج قرآن وتهذيب اخلاق ميكردهاند . أبو عبد اللَّه نهاوندى گويد غلام خليل را كه حديث بسيار مىگفت وبه جعل متهم بود گفتيم : اين حديث كه ميگوئى ضعيف است . گفت : ما اين حديث بساختيم تا قلوب عوام بدان رفيق كنيم . وهم از أو نقل كنند كه حديث از بكر بن عيسى ميگفت گفتندش : اين مرد به دوران قديم وفات كرد وتو أو را نديدى حديث از أو چگونه گوئى ؟ كه در رسم محدثان قديم چنان بود كه حديث از سماع بايدشان كرد ، گفت از آن گروه كه به بصره حديث از ايشان شنيدم شصت تن بكر بن عيسى نام دارند « 2 » . ابن جوزي گويد : « غلام خليل مردى زاهد پيشه بود واز شهوات دنيا به كنار بود وخوراك دائم وى باقلا بود وبه روز مرگ وى در بغداد همه بازارها بسته شد ، اما شيطان اين كار زشت را بديدهء أو نكو نموده بود كه بىپروا حديث ميساخت . » وهم أبو داود نخعى به شب همه نماز ميگذاشت وبه روز روزه مىداشت اما حديث مىساخت وهم أبو بشر أحمد بن محمّد فقيه مروزى به كار دين از همهء مردم زمان
--> ( 1 ) مقدمة الموضوعات ( 2 ) مقدمة الموضوعات