جمال الدين محمد الخوانساري
63
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
مثل مسافري كه عزم طىّ منزل در شب كند چون شب شود خواب غلبه كند ومانع شود از آنها ودرهم شكند آنها را واين كالمثلي است كه گاهى مىگويند در مقامي كه غرض تعبير وسرزنش كسى باشد بعدم ثبات عزم أو واين كه عزمهاى خود را زود بر هم مىزند بكاهلى ، يا باندك سببي ، وگاه باشد كه در مقامي گويند كه غرض تحريص كسى باشد بر كردن كارى كه عزم آن كرده باشد واين كه تأخير آن بسيار مىشود كه سبب فوت آن مىشود بكاهلى يا باندك سبى ، وگاه باشد كه در مقامي گويند كه غرض تسلّى كسى باشد از عزم بدى كه كسى نسبت باو كرده باشد باين كه انديشهء زياد از آن نبايد داشت بسيار مىشود كه خواب امشب عزم امروز را بر هم شكند بسبب سانحهء كه در اين شب روى دهد يا بتغيّر رائى بي آن واين بنا بر اين نزديكست بمثل مشهور « الليل حبلى » « 1 » يعنى شب آبستن است كه در مقام تسلّى مىگويند ، وگاه باشد كه آن را نيز در مقام تحريص گويند . 9520 ما أهدم التّوبة لعظيم الجرم . چه چيز خراب كننده كرده توبه را از براي گناه بزرگ ، يعنى چه خراب كننده است توبه از براي گناه بزرگ ، ومراد به « توبه » چنانكه قبل از اين مذكور شد پشيمانى از گناهست از صميم قلب وعزم جزم بر عدم رجوع بآن ، وهمهء گناهان بزرگ باين آمرزيده گردد مگر اين كه حقّ النّاس باشد كه در آنجا اداى حقّ أو يا استرضاى أو بايد كرد . 9521 ما أكثر من يعترف بالحقّ ولا يطيعه . چه چيز بسيار كرده كسى را كه اعتراف ميكند بحقّ وفرمانبردارى نمىكند آن را ، يعنى چه بسيارست چنين كسى وغرض تعجّب از بسيارى آنست .
--> ( 1 ) اشاره است بمثل معروف « الليل حبلى لست تدرى ما تلد » يعنى « شب آبستن است تا چه زايد سحر » ودر مثنويات حافظ است : « فريب جهان قصهء روشن است * سحر تا چه زايد شب آبستن است »