جمال الدين محمد الخوانساري
58
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
كسى كه خواهد عمل كند از براي آخرت اميدهاى دنيوي از أو فاسدست ومانع از آن مىشود بايد كه ترك آنها كند وپوشيده نماند كه اين ترجمه بنا بر مشهورست كه « افعل التّعجب » از غير فعل ثلاثي مجرّد بنا نمىشود وبنا بر مذهب سيرافى كه تجويز بناى آن از « أفعل » كرده ترجمه اينست كه : چه فاسد كننده است اميد از براي عمل ، واين ظاهرترست . 9493 ما أقطع « 1 » الأجل للأمل . چه چيز برنده كرده است اجل را از براي اميد ، مراد تعجّب است از برندگى اجل از براي اميد ومبالغه وتأكيد در آن بتعبير از آن بسؤالى از سببي كه چنين آن را برنده كرده از براي آن . 9494 ما أطال أحد في الأمل الّا قصّر في العمل . دراز نكشد يكى در امل مگر اين كه كوتاهى كند در عمل ، يعنى نمىشود كه طول امل كسى باعث كوتاهى أو در عمل نشود . 9495 ما شر بعده الجنّة بشرّ . نيست شرّى كه بعد از آن بهشت باشد شرّى ، يعنى هر شرّى كه بآدمى رسد وجزاى آن بهشت باشد آن شرّ نيست بلكه خير محض است كه بسبب چنان شرّى فانى مستحقّ چنان خيرى باقي گردد . 9496 ما خير بعده النّار بخير . نيست خيرى كه بعد از آن آتش باشد خيرى ، يعنى هر خيرى از خيرات دنيوي كه سبب آتش شود آن خير نيست بلكه شرّ محض است ، بر قياس فقرهء سابق . 9497 ما اكتسب الشّرف بمثل التّواضع .
--> ( 1 ) در غالب نسخ « ما أقرب » بجاى « ما أقطع » ذكر شده است وبنا بر اين ترجمه اين مىشود كه : چه چيز نزديك كرده است اجل را از براي اميد .