جمال الدين محمد الخوانساري

56

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

9485 ما سعد من شقى « 1 » إخوانه . نيكبخت نگردد كسى كه بدبخت كند برادران خود را يعنى ظلم وستم كند بر ايشان يا واگذارد ايشان را ورعايت ايشان نكند با وجود قدرت بر آن . 9486 ما عزّ من ذلّ جيرانه . عزيز نگردد كسى كه خوار كند همسايگان خود را . 9487 ما أقرب الحياة من الموت . چه نزديك كرده است حيات را از مرگ ، مراد تعجّب است از كمال نزديكى حيات بمرگ ومبالغه وتأكيد در آن باستفهام وسؤال از سبب آن ، كه آيا چه سبب دارد كه اين همه نزديك شده بآن ، واين بنا بر مذهب فرّاء است كه ظاهرترين مذاهب است در فعل تعجّب چنانكه شيخ رضى تحقيق كرده وبنا بر مذهب سيبويه ترجمه اينست كه : چيز عظيمى نزديك كرده حيات را از مرگ ، وبنا بر مذهب اخفش اين كه آنچه نزديك كرده حيات را از مرگ چيزى عظيمى است وحاصل همه اينست كه : چه نزديك است حيات بمرگ ، زيرا كه هرگاه مراد اين باشد مىتوان گفت كه آيا چه چيز چنين نزديك كرده اين را بآن ، ومىتوان گفت كه : البتة چيز عظيمى چنين نزديك كرده اين را بآن ، يا اين كه آنچه نزديك كرده اين را بآن البتة چيز عظيمى باشد كه چنين نزديك كرده وچون حاصل همه يكيست وقول اوّل ظاهرترست ما در ترجمه در فقرات نظائر اين بعد از اين اكتفا مىنمائيم بوجه اوّل وآن دو وجه ديگر در همهء آنها جاريست .

--> ( 1 ) كلمهء « شقى » بخط شارح بفتح شين وكسر قاف كه معتل اللام يائى است ثبت شده وباين وزن فعل « شقى » فقط لازم استعمال شده پس « اخوانه » فاعل آن ومرفوع خواهد بود نه مفعول آن ومنصوب چنانكه شارح ( ره ) اعراب گذاشته وترجمه كرده ، بلى « شقا » كه معتل اللام واوى واز باب نصر ينصر بكار رفته بمعنى متعدي است گويند « شقى اللّه فلانا إلى جعله شقيا » ليكن فقرهء « ما عزّ من ذلّ جيرانه » كه شارح ( ره ) در آن نيز اشتباه كرده ( زيرا « ذلّ » فعل لازم است و « جيرانه » فاعل آنست وبايد مرفوع باشد در صورتي كه وى منصوب خوانده است ) مؤيّد وجه اوّل است ، فتبصّر .