جمال الدين محمد الخوانساري

52

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

آنها برسد وقطع وفصل آنها بكند وتحقيق آنها را حواله ببرگشتن خود نكند ، نيست چنين كه هر غايبى برگردد . 9463 ما كلّ مفتون يعاتب . نيست چنين كه هر بفتنه افتاده شدهء ملامت كرده شود يعنى با اين كه تقصير كرده كه خود را در آن فتنه انداخته بسيار مىشود كه آدمي بي تقصير در فتنهء مىافتد . 9464 ما كلّ مذنب يعاقب . نيست چنين كه هر گنهكارى عقاب كرده شود ممكنست مراد گنهكار در درگاه حق تعالى باشد واين كه چنين نيست كه هر گنهكارى در آن درگاه عقاب كرده شود بسا باشد كه توبه كند وبآن عقاب أو ساقط شود ، يا حق تعالى بفضل كرم خود عفو كند ، وبنا بر اين ممكنست كه غرض از اين ردّ بر جمعى باشد كه عفو را جايز نمىدانسته‌اند مانند معتزله ، وممكنست كه مراد گنهكار نسبت بمردم باشد واين كه چنين نيست كه هر گنهكار را عقوبت بايد كرد گاه باشد كه عذرى داشته باشد تحقيق آن بايد كرد وبر تقديرى كه عذرى نداشته باشد بسيار گناهى باشد كه عفو آن ودر گذشتن از آن أولى وأفضل باشد . 9465 ما فوق الكفاف اسراف . نيست بالاتر از كفاف اسرافى ، « كفاف » بفتح كاف قدرى از مال را گويند كه بس باشد از براي آدمي وما يحتاج أو وعيال أو بعنوان ميانه روى ومراد اينست كه : كسى كه آن قدر را نگاه دارد وزيادة بر آن را صرف كنده بزيادة روى در أمور مشروعه مثل بخششها ودهشها ومهمانيها وأمثال آنها ، اسرافى در آن نيست اسراف در زيادة رويست كه بسبب آن قدر كفاف خود وعيال خود را نگاه ندارد وخود را محتاج گرداند .